disenfranchisers

[ایالات متحده]/[ˌdɪsɪnˈfrænˌtʃaɪzəz]/
[بریتانیا]/[ˌdɪsɪnˈfrænˌtʃaɪzərz]/

ترجمه

n. افراد یا سازمان‌هایی که کسی را از یک حق یا مزیت محروم می‌کنند، به ویژه حق رأی؛ کسانی که به طور فعال سعی می‌کنند مردم را از اعمال حقوق خود، به ویژه حق رأی، جلوگیری کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

disenfranchisers target

هدف‌های بازماندگان

fighting disenfranchisers

مقابله با بازماندگان

disenfranchisement by disenfranchisers

بازماندگی توسط بازماندگان

identifying disenfranchisers

شناسایی بازماندگان

disenfranchisers' actions

اقدامات بازماندگان

challenging disenfranchisers

چالش‌گذاری با بازماندگان

exposing disenfranchisers

آشکار کردن بازماندگان

disenfranchisers' tactics

راهکارهای بازماندگان

stopping disenfranchisers

توقف بازماندگان

disenfranchisers' schemes

طرح‌های بازماندگان

جملات نمونه

disenfranchisers actively work to suppress minority voter turnout.

کسانی که از رای دهندگان محروم می‌کنند فعالانه سعی می‌کنند تا شرکت رای دهندگان اقلیت را کاهش دهند.

critics accuse these disenfranchisers of manipulating district lines.

انتقادات این کسان را که از رای دهندگان محروم می‌کنند را به دست‌کاری خطوط حوزه‌های انتخابی می‌انگارند.

the disenfranchisers employed restrictive voter id laws.

کسانی که از رای دهندگان محروم می‌کنند قوانین محدود کننده احراز هویت رای دهندگان را به کار گرفتند.

historically, disenfranchisers targeted marginalized communities.

تاریخی، کسانی که از رای دهندگان محروم می‌کنند به جوامع فرامرزدگان هدف قرار دادند.

we must challenge the tactics of these disenfranchisers effectively.

ما باید به طور مؤثر روش‌های این کسان را که از رای دهندگان محروم می‌کنند را چالش بگیریم.

disenfranchisers often exploit loopholes in election regulations.

کسانی که از رای دهندگان محروم می‌کنند اغلب از گوشه‌های آشکار در قوانین انتخابات استفاده می‌کنند.

the goal of disenfranchisers is to limit participation in elections.

هدف کسانی که از رای دهندگان محروم می‌کنند محدود کردن شرکت در انتخابات است.

these disenfranchisers benefit from lower voter engagement rates.

این کسانی که از رای دهندگان محروم می‌کنند از نرخ پایین‌تری از مشارکت رای دهندگان بهره می‌برند.

disenfranchisers frequently spread misinformation to discourage voters.

کسانی که از رای دهندگان محروم می‌کنند اغلب اطلاعات نادرست را پخش می‌کنند تا رای دهندگان را از حضور در انتخابات بازدارند.

legislators must counter the efforts of these disenfranchisers.

قانون‌گذاران باید تلاش‌های این کسان را که از رای دهندگان محروم می‌کنند را مواجهه کنند.

disenfranchisers often rely on fear and intimidation tactics.

کسانی که از رای دهندگان محروم می‌کنند اغلب از روش‌های ترس و تهدید استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید