disfluent

[ایالات متحده]/dɪsˈfluːənt/
[بریتانیا]/dɪsˈfluːənt/

ترجمه

adj. نافluent؛ کم‌صحت در گویش یا زبان

عبارات و ترکیب‌ها

disfluent speech

گویش نامنظم

disfluent speaker

گوینده نامنظم

disfluent delivery

تحویل نامنظم

disfluent reading

خواندن نامنظم

disfluent response

پاسخ نامنظم

disfluent narration

خوانش نامنظم

more disfluent

نامنظم‌تر

most disfluent

نامنظم‌ترین

disfluently speaking

گویش نامنظم

disfluent pauses

مکث‌های نامنظم

جملات نمونه

the patient became disfluent after the stroke and struggled to finish sentences.

بیمار پس از ایسکیم، ناپیوسته شد و دچار دشواری در پایان دادن به جملات شد.

under pressure, he sounded disfluent during the live interview.

در فشار، او در طول مصاحبه زنده ناپیوسته به نظر می‌رسید.

the therapist noted disfluent speech patterns and recommended weekly sessions.

درمانگر الگوهای گفتار ناپیوسته را مشاهده کرد و جلسات هفتگی را توصیه کرد.

her disfluent delivery included frequent pauses and repeated words.

تکلیف ناپیوسته او شامل توقفات متعدد و تکرار کلمات بود.

fatigue made his previously fluent talk disfluent by the end of the day.

خستگی باعث شد که گفتار او که قبلاً پیوسته بود، تا پایان روز ناپیوسته شود.

the recording captured disfluent reading, with several false starts.

ثبت صوتی خواندن ناپیوسته را ضبط کرد، با چند شروع اشتباه.

in the second language, her speech can be disfluent even when her ideas are clear.

در زبان دوم، گفتار او ممکن است ناپیوسته باشد، حتی وقتی ایده‌های او واضح است.

stress often triggers disfluent speech in people who stutter.

استرس معمولاً گفتار ناپیوسته را در افرادی که اسپویل می‌کنند، ایجاد می‌کند.

the judge asked him to slow down because his disfluent testimony was hard to follow.

دیوان دادگاه از او خواست تا کندتر گوید، زیرا گواهی‌دهی ناپیوسته او دشوار بود.

he apologized for being disfluent and restarted the presentation calmly.

او برای ناپیوستگی‌اش عذرخواهی کرد و ارائه را به‌طور آرامش‌بخش دوباره شروع کرد.

the clinician distinguished disfluent speech from simple hesitation.

کارشناس تفاوت گفتار ناپیوسته را با تردید ساده تشخیص داد.

during the exam, her answers became disfluent and fragmented.

در طول آزمون، پاسخ‌های او ناپیوسته و شکسته شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید