disking

[ایالات متحده]/dɪskɪŋ/
[بریتانیا]/dɪskɪŋ/

ترجمه

n. نزدیکی به زمین

عبارات و ترکیب‌ها

disking drive

درایو دیسک

disking space

فضای دیسک

disking utility

ابزار دیسک

disking error

خطای دیسک

disking format

فرمت دیسک

disking partition

پارتیشن دیسک

disking check

بررسی دیسک

disking image

تصویر دیسک

disking backup

پشتیبان‌گیری دیسک

disking recovery

بازیابی دیسک

جملات نمونه

disking the field improves soil aeration.

خاکبرداری مزرعه باعث بهبود تهویه خاک می شود.

farmers often use disking to prepare for planting.

کشاورزان اغلب از خاکبرداری برای آماده سازی برای کاشت استفاده می کنند.

disking helps control weeds effectively.

خاکبرداری به طور موثر به کنترل علف های هرز کمک می کند.

after disking, the soil becomes more manageable.

پس از خاکبرداری، خاک قابل مدیریت تر می شود.

disking is essential for maintaining healthy crops.

خاکبرداری برای حفظ محصولات سالم ضروری است.

proper disking techniques can enhance crop yields.

تکنیک های مناسب خاکبرداری می تواند عملکرد محصول را افزایش دهد.

disking should be done at the right time of year.

خاکبرداری باید در زمان مناسب سال انجام شود.

many farmers prefer disking over plowing.

بسیاری از کشاورزان خاکبرداری را به شخم زدن ترجیح می دهند.

disking can help incorporate organic matter into the soil.

خاکبرداری می تواند به ترکیب مواد آلی در خاک کمک کند.

using a disk harrow makes disking more efficient.

استفاده از دیسک هرو خاکبرداری را کارآمدتر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید