| جمع | dismissions |
dismission notice
اطلاعرسانی فسخ قرارداد
dismission letter
نامه فسخ قرارداد
voluntary dismission
فسخ قرارداد داوطلبانه
forced dismission
فسخ قرارداد اجباری
dismission process
فرآیند فسخ قرارداد
dismission agreement
توافقنامه فسخ قرارداد
dismission terms
شرایط فسخ قرارداد
dismission policy
سیاست فسخ قرارداد
dismission appeal
شکایت از فسخ قرارداد
dismission rights
حقوق فسخ قرارداد
the dismission of the employee was unexpected.
برکناری غیرمنتظره کارمند بود.
after the dismission, he found a new job quickly.
پس از برکناری، او به سرعت یک شغل جدید پیدا کرد.
the board announced the dismission of the ceo.
هیئت مدیره برکناری مدیرعامل را اعلام کرد.
her dismission from the project surprised everyone.
برکناری او از پروژه باعث تعجب همه شد.
the dismission process was handled professionally.
فرآیند برکناری به صورت حرفه ای انجام شد.
he appealed the dismission decision to the committee.
او تصمیم برکناری را به کمیته شکایت کرد.
the dismission letter was delivered on friday.
نامه برکناری روز جمعه تحویل داده شد.
they discussed the reasons for her dismission.
آنها دلایل برکناری او را مورد بحث قرار دادند.
the dismission of the contract led to legal issues.
برکناری قرارداد منجر به مشکلات قانونی شد.
his dismission from the team was a tough decision.
برکناری او از تیم تصمیم سختی بود.
dismission notice
اطلاعرسانی فسخ قرارداد
dismission letter
نامه فسخ قرارداد
voluntary dismission
فسخ قرارداد داوطلبانه
forced dismission
فسخ قرارداد اجباری
dismission process
فرآیند فسخ قرارداد
dismission agreement
توافقنامه فسخ قرارداد
dismission terms
شرایط فسخ قرارداد
dismission policy
سیاست فسخ قرارداد
dismission appeal
شکایت از فسخ قرارداد
dismission rights
حقوق فسخ قرارداد
the dismission of the employee was unexpected.
برکناری غیرمنتظره کارمند بود.
after the dismission, he found a new job quickly.
پس از برکناری، او به سرعت یک شغل جدید پیدا کرد.
the board announced the dismission of the ceo.
هیئت مدیره برکناری مدیرعامل را اعلام کرد.
her dismission from the project surprised everyone.
برکناری او از پروژه باعث تعجب همه شد.
the dismission process was handled professionally.
فرآیند برکناری به صورت حرفه ای انجام شد.
he appealed the dismission decision to the committee.
او تصمیم برکناری را به کمیته شکایت کرد.
the dismission letter was delivered on friday.
نامه برکناری روز جمعه تحویل داده شد.
they discussed the reasons for her dismission.
آنها دلایل برکناری او را مورد بحث قرار دادند.
the dismission of the contract led to legal issues.
برکناری قرارداد منجر به مشکلات قانونی شد.
his dismission from the team was a tough decision.
برکناری او از تیم تصمیم سختی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید