dispraises

[ایالات متحده]/dɪsˈpreɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈpreɪz/

ترجمه

n. عمل انتقاد یا ابراز نارضایتی؛ سرزنش یا محکومیت
vt. ابراز نارضایتی از؛ انتقاد کردن؛ سرزنش یا محکوم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dispraise of actions

انتقاد از عملکردها

dispraise of ideas

انتقاد از ایده‌ها

dispraise in public

انتقاد علنی

dispraise by peers

انتقاد از سوی همکاران

dispraise of performance

انتقاد از اجرا

dispraise from critics

انتقاد از منتقدان

dispraise of conduct

انتقاد از رفتار

dispraise as feedback

انتقاد به عنوان بازخورد

dispraise in reviews

انتقاد در بررسی‌ها

dispraise for mistakes

انتقاد به دلیل اشتباهات

جملات نمونه

his tendency to dispraise others is quite off-putting.

تمایل او به سرزنش دیگران بسیار آزاردهنده است.

they often dispraise the efforts of their competitors.

آنها اغلب تلاش های رقبای خود را سرزنش می کنند.

it's unkind to dispraise someone's hard work.

سرزنش کردن سخت کوشی کسی بی احترامی است.

she tends to dispraise anything that isn't her idea.

او معمولاً هر چیزی که ایده او نیست را سرزنش می کند.

many people dispraise the new policy without understanding it.

بسیاری از مردم سیاست جدید را سرزنش می کنند بدون اینکه آن را درک کنند.

to dispraise someone publicly can damage their reputation.

سرزنش کردن کسی علنا می تواند به شهرت او آسیب برساند.

it's better to encourage than to dispraise.

تشویق کردن بهتر از سرزنش کردن است.

she didn't mean to dispraise his contribution.

او منظوری برای سرزنش کردن سهم او نداشت.

they dispraise the project without offering any solutions.

آنها پروژه را سرزنش می کنند بدون اینکه راه حلی ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید