disquietingly quiet
ناآرام کننده سکوت
disquietingly familiar
ناآرام کننده آشنا
disquietingly close
ناآرام کننده نزدیک
disquietingly similar
ناآرام کننده مشابه
disquietingly vague
ناآرام کننده مبهم
disquietingly calm
ناآرام کننده آرام
disquietingly dark
ناآرام کننده تاریک
disquietingly cold
ناآرام کننده سرد
disquietingly empty
ناآرام کننده خالی
disquietingly loud
ناآرام کننده بلند
the news disquietingly suggested a possible recession.
اخبار به طور نگران کننده ای نشان دهنده یک رکود احتمالی بود.
she spoke disquietingly about the future of the planet.
او به طور نگران کننده ای در مورد آینده سیاره صحبت کرد.
the disquietingly high levels of pollution are alarming.
سطح آلودگی به طور نگران کننده ای بالا هشدار دهنده است.
his disquietingly calm demeanor in the crisis surprised everyone.
رفتار آرام و خونسرد او در بحران به طور نگران کننده ای همه را شگفت زده کرد.
disquietingly, many people ignored the warning signs.
به طور نگران کننده ای، بسیاری از مردم علائم هشدار را نادیده گرفتند.
the disquietingly low attendance at the meeting raised concerns.
حضور بسیار پایین در جلسه به طور نگران کننده ای نگرانی ها را برانگیخت.
he had a disquietingly deep understanding of the issue.
او درک عمیقی به طور نگران کننده ای از موضوع داشت.
the disquietingly vague response left us all confused.
پاسخ مبهم و غیر واضح به طور نگران کننده ای باعث سردرگمی همه ما شد.
she found the disquietingly silent room unsettling.
او اتاق ساکت و عجیب را به طور نگران کننده ای آزاردهنده یافت.
disquietingly, the evidence seemed to point in the wrong direction.
به طور نگران کننده ای، شواهد به نظر می رسید که به سمت جهت اشتباه اشاره می کنند.
disquietingly quiet
ناآرام کننده سکوت
disquietingly familiar
ناآرام کننده آشنا
disquietingly close
ناآرام کننده نزدیک
disquietingly similar
ناآرام کننده مشابه
disquietingly vague
ناآرام کننده مبهم
disquietingly calm
ناآرام کننده آرام
disquietingly dark
ناآرام کننده تاریک
disquietingly cold
ناآرام کننده سرد
disquietingly empty
ناآرام کننده خالی
disquietingly loud
ناآرام کننده بلند
the news disquietingly suggested a possible recession.
اخبار به طور نگران کننده ای نشان دهنده یک رکود احتمالی بود.
she spoke disquietingly about the future of the planet.
او به طور نگران کننده ای در مورد آینده سیاره صحبت کرد.
the disquietingly high levels of pollution are alarming.
سطح آلودگی به طور نگران کننده ای بالا هشدار دهنده است.
his disquietingly calm demeanor in the crisis surprised everyone.
رفتار آرام و خونسرد او در بحران به طور نگران کننده ای همه را شگفت زده کرد.
disquietingly, many people ignored the warning signs.
به طور نگران کننده ای، بسیاری از مردم علائم هشدار را نادیده گرفتند.
the disquietingly low attendance at the meeting raised concerns.
حضور بسیار پایین در جلسه به طور نگران کننده ای نگرانی ها را برانگیخت.
he had a disquietingly deep understanding of the issue.
او درک عمیقی به طور نگران کننده ای از موضوع داشت.
the disquietingly vague response left us all confused.
پاسخ مبهم و غیر واضح به طور نگران کننده ای باعث سردرگمی همه ما شد.
she found the disquietingly silent room unsettling.
او اتاق ساکت و عجیب را به طور نگران کننده ای آزاردهنده یافت.
disquietingly, the evidence seemed to point in the wrong direction.
به طور نگران کننده ای، شواهد به نظر می رسید که به سمت جهت اشتباه اشاره می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید