dissemblings at play
نمایش فریبکاریها
dissemblings in action
فریبکاری در عمل
dissemblings and deceit
فریبکاری و فریب
dissemblings revealed
افشای فریبکاریها
dissemblings exposed
بر ملا شدن فریبکاریها
dissemblings abound
فریبکاری فراوان است
dissemblings unfold
فریبکاری آشکار میشود
dissemblings and lies
فریبکاری و دروغ
dissemblings in society
فریبکاری در جامعه
dissemblings among friends
فریبکاری بین دوستان
his dissemblings during the meeting raised suspicions.
مخفیکاریهای او در طول جلسه باعث ایجاد سوءظن شد.
she was skilled at dissemblings, making it hard to know her true feelings.
او در مخفیکاری مهارت داشت و تشخیص احساسات واقعیاش را دشوار میکرد.
dissemblings can often lead to misunderstandings in relationships.
مخفیکاریها اغلب میتوانند منجر به سوءتفاهم در روابط شوند.
his constant dissemblings made it difficult to trust him.
مخفیکاریهای مداوم او باعث شد به او اعتماد کردن دشوار باشد.
she used dissemblings to avoid revealing her plans.
او از مخفیکاری برای جلوگیری از افشای برنامههایش استفاده کرد.
dissemblings in politics can manipulate public opinion.
مخفیکاری در سیاست میتواند افکار عمومی را دستکاری کند.
his dissemblings were transparent to those who knew him well.
مخفیکاریهای او برای کسانی که او را خوب میشناختند، آشکار بود.
dissemblings are often a sign of insecurity.
مخفیکاریها اغلب نشانهای از ناامنی هستند.
she recognized his dissemblings and called him out on it.
او متوجه مخفیکاریهای او شد و او را به خاطر آن مواجه کرد.
dissemblings can complicate even the simplest conversations.
مخفیکاریها میتوانند حتی سادهترین مکالمات را پیچیده کنند.
dissemblings at play
نمایش فریبکاریها
dissemblings in action
فریبکاری در عمل
dissemblings and deceit
فریبکاری و فریب
dissemblings revealed
افشای فریبکاریها
dissemblings exposed
بر ملا شدن فریبکاریها
dissemblings abound
فریبکاری فراوان است
dissemblings unfold
فریبکاری آشکار میشود
dissemblings and lies
فریبکاری و دروغ
dissemblings in society
فریبکاری در جامعه
dissemblings among friends
فریبکاری بین دوستان
his dissemblings during the meeting raised suspicions.
مخفیکاریهای او در طول جلسه باعث ایجاد سوءظن شد.
she was skilled at dissemblings, making it hard to know her true feelings.
او در مخفیکاری مهارت داشت و تشخیص احساسات واقعیاش را دشوار میکرد.
dissemblings can often lead to misunderstandings in relationships.
مخفیکاریها اغلب میتوانند منجر به سوءتفاهم در روابط شوند.
his constant dissemblings made it difficult to trust him.
مخفیکاریهای مداوم او باعث شد به او اعتماد کردن دشوار باشد.
she used dissemblings to avoid revealing her plans.
او از مخفیکاری برای جلوگیری از افشای برنامههایش استفاده کرد.
dissemblings in politics can manipulate public opinion.
مخفیکاری در سیاست میتواند افکار عمومی را دستکاری کند.
his dissemblings were transparent to those who knew him well.
مخفیکاریهای او برای کسانی که او را خوب میشناختند، آشکار بود.
dissemblings are often a sign of insecurity.
مخفیکاریها اغلب نشانهای از ناامنی هستند.
she recognized his dissemblings and called him out on it.
او متوجه مخفیکاریهای او شد و او را به خاطر آن مواجه کرد.
dissemblings can complicate even the simplest conversations.
مخفیکاریها میتوانند حتی سادهترین مکالمات را پیچیده کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید