dissimulates

[ایالات متحده]/dɪˈsɪmjʊleɪts/
[بریتانیا]/dɪˈsɪmjʊleɪts/

ترجمه

v. احساسات یا نیت‌های خود را پنهان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dissimulates emotions

کاهش دادن احساسات

dissimulates intentions

پنهان کردن مقاصد

dissimulates feelings

پنهان کردن احساسات

dissimulates truth

پنهان کردن حقیقت

dissimulates identity

پنهان کردن هویت

dissimulates motives

پنهان کردن انگیزه ها

dissimulates facts

پنهان کردن حقایق

dissimulates knowledge

پنهان کردن دانش

dissimulates actions

پنهان کردن اعمال

dissimulates opinions

پنهان کردن نظرات

جملات نمونه

he often dissimulates his true feelings to avoid conflict.

او اغلب احساسات واقعی خود را پنهان می‌کند تا از درگیری اجتناب کند.

she dissimulates her intentions behind a friendly smile.

او قصد خود را پشت یک لبخند دوستانه پنهان می‌کند.

it’s easy to dissimulate when you want to protect someone.

وقتی می‌خواهید از کسی محافظت کنید، پنهان کردن آسان است.

he dissimulates his knowledge to seem humble.

او دانش خود را پنهان می‌کند تا متواضع به نظر برسد.

many politicians dissimulate their true agendas.

بسیاری از سیاستمداران دستور کار واقعی خود را پنهان می‌کنند.

she dissimulates her struggles to appear strong.

او تلاش‌های خود را پنهان می‌کند تا قوی به نظر برسد.

he dissimulates his excitement about the promotion.

او هیجان خود را در مورد ارتقا پنهان می‌کند.

to fit in, she often dissimulates her cultural background.

برای هماهنگی، او اغلب پیشینه فرهنگی خود را پنهان می‌کند.

he dissimulates his financial situation to avoid judgment.

او وضعیت مالی خود را پنهان می‌کند تا از قضاوت اجتناب کند.

people sometimes dissimulate their opinions in group settings.

گاهی اوقات مردم نظرات خود را در محیط‌های گروهی پنهان می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید