distrusts

[ایالات متحده]/dɪsˈtrʌsts/
[بریتانیا]/dɪsˈtrʌsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود اعتماد یا اطمینان
v. به کسی یا چیزی هیچ اعتمادی نداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

he distrusts authority

او به قدرت اعتماد ندارد

she distrusts him

او به او اعتماد ندارد

they distrusts outsiders

آنها به افراد خارجی اعتماد ندارند

trust that distrusts

اعتمادی که اعتماد ندارد

he distrusts everyone

او به هیچ کس اعتماد ندارد

they distrusts change

آنها تغییر را نمی پسندند

she distrusts politicians

او به سیاستمداران اعتماد ندارد

he distrusts technology

او به فناوری اعتماد ندارد

جملات نمونه

she distrusts his intentions.

او نسبت به نیات او بی‌اعتمادی دارد.

many people distrusts the government.

بسیاری از مردم نسبت به دولت بی‌اعتماد هستند.

he distrusts anyone who makes promises.

او نسبت به هر کسی که وعده می‌دهد بی‌اعتماد است.

she distrusts his ability to lead.

او نسبت به توانایی او در رهبری بی‌اعتماد است.

they distrusts the information provided by the media.

آنها نسبت به اطلاعات ارائه شده توسط رسانه ها بی‌اعتماد هستند.

he distrusts her judgment in business matters.

او نسبت به قضاوت او در امور تجاری بی‌اعتماد است.

the community distrusts outsiders.

جامعه نسبت به افراد خارجی بی‌اعتماد است.

she distrusts the motives behind his actions.

او نسبت به انگیزه‌های پشت اقدامات او بی‌اعتماد است.

he distrusts technology for personal security.

او نسبت به فناوری برای امنیت شخصی بی‌اعتماد است.

many students distrusts the grading system.

بسیاری از دانش آموزان نسبت به سیستم نمره دهی بی‌اعتماد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید