ditching responsibilities
ترک مسئولیتها
ditching class
ترک کلاس
oxidation ditch
چاه تهویه
foundation ditch
چاه پی
last ditch
آخرین تلاش
drainage ditch
খাল زهکشی
irrigation ditch
چاه آبیاری
he was praised for ditching the coastal areas.
به خاطر رها کردن مناطق ساحلی مورد تحسین قرار گرفت.
he was picked up by a gunboat after ditching his plane in the Mediterranean.
او پس از فرود آمدن هواپیمایش در دریای مدیترانه توسط یک کشتی جنگی نجات یافت.
The successful ditching of the stricken aircraft in the Hudson River, without a single loss of life among the 155 people on board, was an extraordinary feat of airmanship.
فرود موفقیت آمیز هواپیمای آسیب دیده در رودخانه هادسن، بدون هیچ گونه تلفات در بین 155 نفر حاضر در آن، یک عمل هوایی فوق العاده بود.
The second reason why the renomination makes sense has less to do with Mr Bernanke's strengths than with the dangers of ditching him.
دلیل دوم اینکه چرا انتخاب مجدد منطقی است، ارتباط کمتری با نقاط قوت آقای برنانکه دارد تا خطرات کنار گذاشتن او.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید