dithering

[ایالات متحده]/ˈdɪðərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɪðərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت عدم تصمیم یا تردید؛ لرزش یا اهتزاز جزئی

عبارات و ترکیب‌ها

dithering decision

تصمیم لرزشی

dithering around

لرزش اطراف

dithering action

عمل لرزشی

dithering response

پاسخ لرزشی

dithering leader

رهبر لرزشی

dithering policy

سیاست لرزشی

dithering moments

لحظات لرزشی

dithering thoughts

افکار لرزشی

dithering choices

انتخاب‌های لرزشی

dithering process

فرآیند لرزشی

جملات نمونه

stop dithering and make a decision.

توقف کردن تعلل و تصمیم‌گیری

his constant dithering frustrated everyone in the meeting.

تأملات مداوم او باعث ناراحتی همه در جلسه شد.

she was dithering over which dress to wear.

او در مورد اینکه چه لباسی بپوشد، مردد بود.

dithering can lead to missed opportunities.

تأمل کردن می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

stop dithering and just go for it!

توقف کردن تعلل و اقدام کردن!

his dithering made the project fall behind schedule.

تأملات او باعث شد پروژه از برنامه عقب بماند.

she spent hours dithering over her options.

او ساعت‌ها در مورد گزینه‌های خود مردد بود.

they were dithering about whether to invest in the startup.

آنها در مورد اینکه آیا در استارت‌آپ سرمایه‌گذاری کنند یا نه، مردد بودند.

dithering in negotiations can weaken your position.

تأمل کردن در مذاکرات می‌تواند موقعیت شما را تضعیف کند.

he was dithering between two job offers.

او بین دو پیشنهاد شغلی مردد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید