filed

[ایالات متحده]/[ˈfaɪld]/
[بریتانیا]/[ˈfaɪld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف برای نگهداری اسناد
v. ارائه دادن چیزی به صورت رسمی، به ویژه اسناد؛ مرتب کردن چیزها به صورت ردیف یا انباشته کردن؛ درخواست شغل یا موقعیت
adj. دارای یک شیار یا کانال

عبارات و ترکیب‌ها

filed a complaint

شکایت ثبت کرد

filed away

دور انداخت

filed suit

دادخواست ثبت کرد

filed documents

مدارک ثبت کرد

filed with

ثبت با

filed jointly

به صورت مشترک ثبت کرد

filed electronically

به صورت الکترونیکی ثبت کرد

filed application

درخواست ثبت کرد

filed under

تحت پوشش ثبت کرد

جملات نمونه

the company filed a lawsuit against the competitor.

شرکت علیه رقیب شکایت کرد.

she filed her taxes online last week.

او هفته گذشته مالیات خود را به صورت آنلاین ثبت کرد.

he filed a complaint with the customer service department.

او شکایتی را با بخش خدمات مشتریان ثبت کرد.

the police filed a report on the incident.

پلیس گزارشی در مورد حادثه تنظیم کرد.

they filed for divorce after ten years of marriage.

آنها پس از ده سال ازدواج برای طلاق درخواست دادند.

the documents were filed alphabetically in the cabinet.

اسناد به ترتیب حروف الفبا در کمد قرار داده شدند.

the application was filed with the university admissions office.

درخواست با دفتر پذیرش دانشگاه ثبت شد.

the patent application was successfully filed.

درخواست ثبت اختراع با موفقیت ثبت شد.

the journalist filed the story from the scene.

روزنامه‌نگار داستان را از صحنه گزارش کرد.

the legal team filed the motion with the court.

گروه حقوقی دادخواست را با دادگاه ثبت کرد.

the report is filed under 'project alpha' in the system.

گزارش تحت عنوان 'پروژه آلفا' در سیستم ثبت شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید