doggone

[ایالات متحده]/dɒɡɒn/
[بریتانیا]/dɑːɡɒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نفرت‌انگیز; زشت
adv. به شدت; خیلی
interj. لعنتی; لعنت

عبارات و ترکیب‌ها

doggone it

خدای من

doggone thing

این چیز لعنتی

doggone dog

سگ لعنتی

doggone good

خوب لعنتی

doggone shame

خجالت لعنتی

doggone near

نزدیک لعنتی

doggone fool

ابله لعنتی

doggone mess

منگوله لعنتی

doggone right

حق لعنتی

doggone luck

شانس لعنتی

جملات نمونه

that doggone cat stole my sandwich!

آن گربه‌خراب ساندویچ من را دزدید!

i can't believe i lost my doggone keys again.

نمی‌توانم باور کنم دوباره کلیدهایم را گم کردم.

it's doggone cold outside today.

امروز هوا خیلی سرد است.

why is that doggone car always breaking down?

چرا آن ماشین خراب همیشه خراب می‌شود؟

she has a doggone way of getting under my skin.

او راهی برای دست انداختن من دارد.

don't let that doggone problem get you down.

نگذارید آن مشکل شما را ناراحت کند.

he doggone knows how to push my buttons.

او می‌داند چگونه دکمه‌هایم را فشار دهد.

that doggone movie was so entertaining!

آن فیلم خیلی سرگرم‌کننده بود!

i can't find my doggone wallet anywhere!

نمی‌توانم کیف پولم را در هیچ کجا پیدا کنم!

she doggone outperformed everyone in the competition.

او از همه در مسابقه بهتر عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید