dogteeth

[ایالات متحده]/dɒɡtiːθs/
[بریتانیا]/dɔɡtiθs/

ترجمه

n. دندان‌های نیش؛ زیور دندان‌سگ

عبارات و ترکیب‌ها

dogteeth pattern

الگوی دندان سگ

dogteeth design

طراحی دندان سگ

dogteeth shape

شکل دندان سگ

dogteeth style

سبک دندان سگ

dogteeth motif

نقش دندان سگ

dogteeth feature

ویژگی دندان سگ

dogteeth effect

اثر دندان سگ

dogteeth edge

لبه دندان سگ

dogteeth cut

برش دندان سگ

جملات نمونه

the dogteeth are sharp and strong.

دندان‌های سگ تیز و قوی هستند.

he noticed the dog's dogteeth during the examination.

او متوجه دندان‌های سگ در حین معاینه شد.

dogteeth can indicate the health of the animal.

دندان‌های سگ می‌توانند نشان‌دهنده سلامت حیوان باشند.

she was fascinated by the dog's dogteeth.

او مجذوب دندان‌های سگ شد.

the veterinarian checked the dogteeth for any signs of decay.

پزشک دامپزشکی دندان‌های سگ را برای هرگونه علائم پوسیدگی بررسی کرد.

dogteeth play a crucial role in a dog's ability to eat.

دندان‌های سگ نقش مهمی در توانایی خوردن سگ ایفا می‌کنند.

he used a dental tool to clean the dog's dogteeth.

او از یک ابزار دندانپزشکی برای تمیز کردن دندان‌های سگ استفاده کرد.

dogteeth can be a sign of aggression in some breeds.

دندان‌های سگ می‌توانند نشانه‌ای از پرخاشگری در برخی نژادها باشند.

training can help manage the dog's dogteeth behavior.

آموزش می‌تواند به مدیریت رفتار دندان‌های سگ کمک کند.

dogteeth health is important for overall canine wellness.

سلامتی دندان‌های سگ برای سلامت کلی سگ‌ها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید