dolley madison
دولی میدیسن
dolley's home
خانه دولی
dolley up
دولی بالا
dolleying around
در حال گردش با دولی
dolley's legacy
میراث دولی
dolley and jefferson
دولی و جفerson
dolley's influence
تأثیر دولی
dolley's parties
جشنهای دولی
dolley's letters
نامههای دولی
the company decided to dolley the car onto the trailer.
شرکت تصمیم گرفت ماشین را روی کشیدنی بارگیری کند.
he used a hydraulic dolley to lift the heavy engine.
او از یک کشیدنی هیدرولیک برای بلند کردن موتور سنگین استفاده کرد.
make sure to secure the load with straps after dollying it into position.
پس از اینکه بار را به موقعیت مورد نظر کشیدنی کردید، مطمئن شوید که آن را با کمربندهای ایمنی ثابت کردهاید.
we need a sturdy dolley to move the refrigerator across the garage.
ما نیاز به یک کشیدنی محکم برای جابه جایی یخچال در گاراژ داریم.
the mechanic carefully dolleyed the vehicle onto the lift.
تکنسین با دقت ماشین را روی دستگاه بلند کردن کشیدنی کرد.
always check the dolley's weight capacity before use.
قبل از استفاده همیشه ظرفیت وزنی کشیدنی را بررسی کنید.
the moving crew used a dolley to transport the furniture.
تیم جابه جایی از یک کشیدنی برای حمل مебلیه استفاده کرد.
he purchased a new, heavy-duty dolley for his workshop.
او یک کشیدنی جدید و با ظرفیت بالا برای کارگاه خود خرید.
the warehouse staff frequently dolley equipment around the facility.
کارکنان انبار به طور مکرر تجهیزات را در اطراف مجموعه با کشیدنی حرکت میدهند.
it's much easier to dolley a car with a pneumatic lift.
در واقع استفاده از یک بلند کننده بادی برای کشیدن ماشین آسانتر است.
be cautious when dollying a vehicle onto a ramp.
وقتی ماشین را روی یک تکیه گاه کشیدنی میکنید، با دقت کنید.
dolley madison
دولی میدیسن
dolley's home
خانه دولی
dolley up
دولی بالا
dolleying around
در حال گردش با دولی
dolley's legacy
میراث دولی
dolley and jefferson
دولی و جفerson
dolley's influence
تأثیر دولی
dolley's parties
جشنهای دولی
dolley's letters
نامههای دولی
the company decided to dolley the car onto the trailer.
شرکت تصمیم گرفت ماشین را روی کشیدنی بارگیری کند.
he used a hydraulic dolley to lift the heavy engine.
او از یک کشیدنی هیدرولیک برای بلند کردن موتور سنگین استفاده کرد.
make sure to secure the load with straps after dollying it into position.
پس از اینکه بار را به موقعیت مورد نظر کشیدنی کردید، مطمئن شوید که آن را با کمربندهای ایمنی ثابت کردهاید.
we need a sturdy dolley to move the refrigerator across the garage.
ما نیاز به یک کشیدنی محکم برای جابه جایی یخچال در گاراژ داریم.
the mechanic carefully dolleyed the vehicle onto the lift.
تکنسین با دقت ماشین را روی دستگاه بلند کردن کشیدنی کرد.
always check the dolley's weight capacity before use.
قبل از استفاده همیشه ظرفیت وزنی کشیدنی را بررسی کنید.
the moving crew used a dolley to transport the furniture.
تیم جابه جایی از یک کشیدنی برای حمل مебلیه استفاده کرد.
he purchased a new, heavy-duty dolley for his workshop.
او یک کشیدنی جدید و با ظرفیت بالا برای کارگاه خود خرید.
the warehouse staff frequently dolley equipment around the facility.
کارکنان انبار به طور مکرر تجهیزات را در اطراف مجموعه با کشیدنی حرکت میدهند.
it's much easier to dolley a car with a pneumatic lift.
در واقع استفاده از یک بلند کننده بادی برای کشیدن ماشین آسانتر است.
be cautious when dollying a vehicle onto a ramp.
وقتی ماشین را روی یک تکیه گاه کشیدنی میکنید، با دقت کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید