dossing

[ایالات متحده]/ˈdɒsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɑːsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل خوابیدن یا استراحت کردن به طور غیررسمی

عبارات و ترکیب‌ها

dossing around

گشت و گذار کردن

dossing off

خوابیدن

dossing about

در مورد آن صحبت کردن

dossing time

زمان گشت و گذار

dossing here

اینجا گشت و گذار کردن

dossing place

محل گشت و گذار

dossing session

جلسه گشت و گذار

dossing buddy

همراه گشت و گذار

dossing life

زندگی گشت و گذار

جملات نمونه

he spent the afternoon dossing on the couch.

او بعد از ظهر روی مبل چرت زد.

after a long week, i enjoy dossing around at home.

بعد از یک هفته طولانی، من از چرت زدن در خانه لذت می برم.

they were dossing in the park, enjoying the sunshine.

آنها در پارک چرت می زدند و از آفتاب لذت می بردند.

instead of studying, he was dossing in his room.

به جای درس خواندن، او در اتاقش چرت می زد.

she loves dossing with her friends on weekends.

او دوست دارد آخر هفته ها با دوستانش چرت بزند.

we spent the day dossing by the pool.

ما روز را کنار استخر چرت زدیم.

he was dossing about instead of doing his chores.

او به جای انجام کارهای خانه اش چرت می زد.

they were dossing in the garden, enjoying the flowers.

آنها در باغ چرت می زدند و از گل ها لذت می بردند.

she prefers dossing at home rather than going out.

او ترجیح می دهد به جای بیرون رفتن در خانه چرت بزند.

on rainy days, i enjoy dossing with a good book.

در روزهای بارانی، من از چرت زدن با یک کتاب خوب لذت می برم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید