snoozing alarm
به تعویق انداختن زنگ
snoozing cat
گربه در حال چرت زدن
snoozing baby
نوزاد در حال چرت زدن
snoozing dog
سگ در حال چرت زدن
snoozing friend
دوست در حال چرت زدن
snoozing on
به چرت رفتن
snoozing away
دور از دسترس چرت زدن
snoozing time
زمان چرت
snoozing session
جلسه چرت
snoozing moment
لحظه چرت
the cat is snoozing on the windowsill.
گربه روی طاقچه در حال چرت زدن است.
after a long day, i enjoy snoozing on the couch.
بعد از یک روز طولانی، از چرت زدن روی مبل لذت می برم.
he was snoozing through the boring lecture.
او در طول سخنرانی خسته کننده در حال چرت زدن بود.
i caught myself snoozing during the movie.
من خودم را در حین تماشای فیلم در حال چرت زدن دیدم.
the baby is snoozing peacefully in her crib.
نوزاد به آرامی در تختخواب خود در حال چرت زدن است.
he loves snoozing in on weekends.
او آخر هفته ها عاشق چرت زدن است.
don't wake the dog; he's snoozing happily.
سگ را بیدار نکن؛ او با خوشحالی در حال چرت زدن است.
she was snoozing under the warm blanket.
او زیر پتو گرم در حال چرت زدن بود.
snoozing can help boost your mood.
چرت زدن می تواند به بهبود خلق و خوی شما کمک کند.
he was caught snoozing at his desk.
او در حین چرت زدن در پشت میز خود گیر افتاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید