dotrel

[ایالات متحده]/ˈdɒtrəl/
[بریتانیا]/ˈdɑːtrəl/

ترجمه

n. یک پرنده کوچک آب‌چکان از خانواده پلاور
Word Forms
جمعdotrels

عبارات و ترکیب‌ها

dotrel bird

پرنده داترل

dotrel species

گونه‌های داترل

dotrel habitat

زیستگاه داترل

dotrel behavior

رفتار داترل

dotrel nest

لانه داترل

dotrel feeding

تغذیه داترل

dotrel migration

مهاجرت داترل

dotrel population

جمعیت داترل

dotrel conservation

حفظ و نگهداری داترل

dotrel sighting

مشاهدات داترل

جملات نمونه

the dotrel is known for its unique nesting behavior.

مرغ داتレル به دلیل رفتار منحصر به فرد لانه سازی خود شناخته شده است.

many birdwatchers are excited to spot a dotrel.

بسیاری از علاقه مندان به پرندگان برای دیدن یک داتレル هیجان زده هستند.

conservation efforts are crucial for the dotrel's survival.

تلاش های حفاظتی برای بقای داتレル بسیار مهم است.

the dotrel's habitat is often threatened by human activities.

زیستگاه داتレル اغلب توسط فعالیت های انسانی تهدید می شود.

researchers study the dotrel to understand its migration patterns.

محققان داتレル را مطالعه می کنند تا الگوهای مهاجرت آن را درک کنند.

in spring, dotrels can be seen performing courtship displays.

در بهار، می توان داتレル را در حال انجام نمایش های جفت گیری دید.

the dotrel is a shorebird that prefers sandy beaches.

مرغ داتレル یک پرنده ساحلی است که سواحل شنی را ترجیح می دهد.

dotrels are often mistaken for other similar species.

مرغ داتレル اغلب با گونه های مشابه اشتباه گرفته می شود.

observing the dotrel can be a rewarding experience.

مشاهده داتレル می تواند یک تجربه ارزشمند باشد.

efforts to protect the dotrel's nesting sites are underway.

تلاش ها برای محافظت از مکان های لانه سازی داتレル در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید