douchebag

[ایالات متحده]/ˈduːʃbæɡ/
[بریتانیا]/ˈduːʃbæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فحش برای یک فرد بی‌مصرف، آزاردهنده یا منحرف؛ یک کیسه برای شستشو

جملات نمونه

he's being such a douchebag right now.

او الان خیلی آدم بدیه.

don't be a douchebag about this.

در مورد این موضوع آدم بد نباش.

that guy is a total douchebag.

اون مرد یه آدم کاملاً بی‌ادبه.

stop acting like a douchebag.

دیگه مثل آدم بد رفتار نکن.

what a douchebag move that was.

چه حرکت بی‌ادبانه ای بود.

he's acting like a real douchebag.

او مثل یه آدم واقعاً بی‌ادب رفتار می‌کنه.

i can't believe how much of a douchebag he's being.

باورم نمی‌شه چه آدم بی‌ادبی شده است.

some douchebag parked in my spot.

یه آدم بی‌ادب توی جای پارکینگ من پارک کرده.

that douchebag cut me off in traffic.

اون آدم بی‌ادب من رو توی ترافیک از خط انداخت.

he's a complete douchebag to everyone.

او نسبت به همه آدم کاملاً بی‌ادبه.

don't be such a douchebag.

اینقدر آدم بد نباش.

the douchebag at the bar was harassing people.

آدم بی‌ادبی که توی بار بود، افراد را اذیت می‌کرد.

what the hell, you douchebag!

چرا این‌طوری، آدم بی‌ادب!

he's being a real douchebag about the situation.

او در مورد این وضعیت مثل یه آدم واقعاً بی‌ادب رفتار می‌کنه.

that douchebag stole my parking spot.

اون آدم بی‌ادب جای پارکینگ من رو دزدید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید