drawdowns

[ایالات متحده]/ˈdrɔːdaʊn/
[بریتانیا]/ˈdrɔːdaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاهش در سطح چیزی؛ برداشت وجوه

عبارات و ترکیب‌ها

budget drawdown

کاهش بودجه

capital drawdown

کاهش سرمایه

drawdown period

دوره کاهش

drawdown risk

ریسک کاهش

drawdown limit

حد مجاز کاهش

drawdown strategy

استراتژی کاهش

drawdown analysis

تجزیه و تحلیل کاهش

drawdown management

مدیریت کاهش

drawdown recovery

بهبود کاهش

drawdown phase

فاز کاهش

جملات نمونه

the company experienced a significant drawdown in its resources.

شرکت شاهد کاهش قابل توجهی در منابع خود بود.

investors were concerned about the potential drawdown of their portfolios.

سرمایه‌گذاران نگران کاهش احتمالی سبد دارایی‌های خود بودند.

during the recession, there was a large drawdown in consumer spending.

در طول رکود، کاهش قابل توجهی در هزینه‌های مصرف‌کنندگان وجود داشت.

the drawdown of funds was necessary to cover unexpected expenses.

کاهش بودجه برای پوشش هزینه‌های پیش‌بینی نشده ضروری بود.

we need to monitor the drawdown levels closely.

ما باید به دقت سطح کاهش را رصد کنیم.

the drawdown period can impact future investment returns.

دوره کاهش می‌تواند بر بازده سرمایه‌گذاری‌های آینده تأثیر بگذارد.

they implemented strategies to reduce the risk of drawdown.

آنها استراتژی‌هایی را برای کاهش خطر کاهش اجرا کردند.

a drawdown in cash reserves can lead to liquidity issues.

کاهش در ذخایر نقدی می‌تواند منجر به مشکلات نقدینگی شود.

the team analyzed the historical drawdown data for better decision-making.

تیم داده‌های تاریخی کاهش را برای تصمیم‌گیری بهتر تجزیه و تحلیل کرد.

understanding drawdown patterns is crucial for risk management.

درک الگوهای کاهش برای مدیریت ریسک بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید