drearinesses

[ایالات متحده]/ˈdrɪərɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdrirɪnəsɪz/

ترجمه

n. حالت کسل‌کننده بودن؛ کسل‌کننده‌گی یا تاریکی

عبارات و ترکیب‌ها

drearinesses abound

فراوانی غمگینی‌ها

escape drearinesses

فرار از غمگینی‌ها

embrace drearinesses

پذیرش غمگینی‌ها

overcome drearinesses

غلبه بر غمگینی‌ها

defy drearinesses

به چالش کشیدن غمگینی‌ها

confront drearinesses

مقابله با غمگینی‌ها

mask drearinesses

پوشاندن غمگینی‌ها

find drearinesses

پیدا کردن غمگینی‌ها

describe drearinesses

توصیف غمگینی‌ها

recognize drearinesses

تشخیص غمگینی‌ها

جملات نمونه

amidst the drearinesses of winter, we found joy in small things.

در میان دلگیری‌های زمستان، ما شادی را در چیزهای کوچک یافتیم.

the drearinesses of everyday life can sometimes be overwhelming.

دلگیری‌های زندگی روزمره گاهی اوقات می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

she wrote poetry to escape the drearinesses surrounding her.

او شعر می‌نوشت تا از دلگیری‌های اطراف خود فرار کند.

in the face of drearinesses, laughter can be a powerful remedy.

در برابر دلگیری‌ها، خنده می‌تواند یک درمان قدرتمند باشد.

we decided to plan a trip to escape the drearinesses of the city.

ما تصمیم گرفتیم یک سفر برنامه‌ریزی کنیم تا از دلگیری‌های شهر فرار کنیم.

the drearinesses of the rainy season made her feel nostalgic.

دلگیری‌های فصل بارانی باعث شد او احساس دلتنگی کند.

finding beauty in the drearinesses of life is a skill.

پیدا کردن زیبایی در دلگیری‌های زندگی یک مهارت است.

his stories brightened the drearinesses of our long evenings.

داستان‌های او روشنایی را به دلگیری‌های شب‌های طولانی ما آورد.

they organized a festival to combat the drearinesses of winter.

آنها برای مقابله با دلگیری‌های زمستان یک جشنواره برگزار کردند.

art can transform the drearinesses of a mundane environment.

هنر می‌تواند دلگیری‌های یک محیط یکنواخت را متحول کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید