dredged

[ایالات متحده]/dredʒd/
[بریتانیا]/dredʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته از dredge; برای پاکسازی یا عمیق کردن یک آبراه; برای جمع آوری یا آوردن از ته
adj. مربوط به dredging

عبارات و ترکیب‌ها

dredged up

بیرون کشیدن

dredged material

مواد تخلیه شده

dredged river

رودخانه تخلیه شده

dredged sediment

رسوبات تخلیه شده

dredged lake

دریاچه تخلیه شده

dredged channel

کانال تخلیه شده

dredged soil

خاک تخلیه شده

dredged area

منطقه تخلیه شده

dredged site

محل تخلیه

dredged pond

گودال تخلیه شده

جملات نمونه

the river was dredged to improve navigation.

رودخانه برای بهبود قابلیت کشتیرانی، لایروبی شد.

they dredged the lake to remove the debris.

آنها دریاچه را برای برداشتن زباله ها لایروبی کردند.

he dredged up old memories during the conversation.

او در طول مکالمه خاطرات قدیمی را زنده کرد.

the construction crew dredged the canal for better water flow.

گروه ساختمانی برای بهبود جریان آب، کانال را لایروبی کرد.

she dredged the bottom of the pond for fish.

او برای ماهیگیری، کف حوض را لایروبی کرد.

the team dredged the area for archaeological finds.

تیم منطقه را برای یافتن آثار باستان شناسی لایروبی کرد.

after the storm, they dredged the harbor to clear the entrance.

بعد از طوفان، آنها بندر را برای باز کردن ورودی لایروبی کردند.

the city plans to dredge the river next year.

شهر قصد دارد سال آینده رودخانه را لایروبی کند.

he dredged through the archives to find the documents.

او برای یافتن اسناد، در آرشیوها جستجو کرد.

they dredged the sand to create a beach.

آنها برای ایجاد یک ساحل، شن را لایروبی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید