young dribblers
دریبلرهای جوان
fast dribblers
دریبلرهای سریع
skilled dribblers
دریبلرهای ماهر
future dribblers
دریبلرهای آینده
watching dribblers
تماشای دریبلرها
amazing dribblers
دریبلرهای شگفتانگیز
those dribblers
آن دریبلرها
good dribblers
دریبلرهای خوب
becoming dribblers
تبدیل شدن به دریبلر
elite dribblers
دریبلرهای نخبه
the young basketball player was a natural dribbler.
بازیکن جوان بسکتبال یک دریبلر ذاتی بود.
we watched the skilled dribblers weave through the defense.
ما تماشاگر آن ها بودیم که دریبلرهای ماهر از میان دفاع عبور می کردند.
the coach praised the team's improved dribbling skills.
مربی از مهارت های دریبلینگ بهبود یافته تیم تعریف کرد.
he's a flashy dribbler, always showing off his moves.
او یک دریبلر چشم نواز است، همیشه حرکات خود را به نمایش می گذارد.
the point guard is a reliable dribbler under pressure.
بازیکن پست، یک دریبلر قابل اعتماد تحت فشار است.
many aspiring players focus on developing their dribbling.
بسیاری از بازیکنان مشتاق روی توسعه مهارت های دریبلینگ خود تمرکز می کنند.
the team needed a strong dribbler to break the press.
تیم به یک دریبلر قوی برای شکستن دفاع نیاز داشت.
he's known as one of the best dribblers in the league.
او به عنوان یکی از بهترین دریبلرهای لیگ شناخته می شود.
the defender struggled to contain the quick dribblers.
مدافع برای مهار دریبلرهای سریع دچار مشکل شد.
practice your dribbling to become a better basketball player.
برای تبدیل شدن به یک بازیکن بسکتبال بهتر، دریبلینگ خود را تمرین کنید.
the crowd cheered for the exciting dribblers on the court.
تماشاگران برای دریبلرهای هیجان انگیز در زمین تشویق کردند.
young dribblers
دریبلرهای جوان
fast dribblers
دریبلرهای سریع
skilled dribblers
دریبلرهای ماهر
future dribblers
دریبلرهای آینده
watching dribblers
تماشای دریبلرها
amazing dribblers
دریبلرهای شگفتانگیز
those dribblers
آن دریبلرها
good dribblers
دریبلرهای خوب
becoming dribblers
تبدیل شدن به دریبلر
elite dribblers
دریبلرهای نخبه
the young basketball player was a natural dribbler.
بازیکن جوان بسکتبال یک دریبلر ذاتی بود.
we watched the skilled dribblers weave through the defense.
ما تماشاگر آن ها بودیم که دریبلرهای ماهر از میان دفاع عبور می کردند.
the coach praised the team's improved dribbling skills.
مربی از مهارت های دریبلینگ بهبود یافته تیم تعریف کرد.
he's a flashy dribbler, always showing off his moves.
او یک دریبلر چشم نواز است، همیشه حرکات خود را به نمایش می گذارد.
the point guard is a reliable dribbler under pressure.
بازیکن پست، یک دریبلر قابل اعتماد تحت فشار است.
many aspiring players focus on developing their dribbling.
بسیاری از بازیکنان مشتاق روی توسعه مهارت های دریبلینگ خود تمرکز می کنند.
the team needed a strong dribbler to break the press.
تیم به یک دریبلر قوی برای شکستن دفاع نیاز داشت.
he's known as one of the best dribblers in the league.
او به عنوان یکی از بهترین دریبلرهای لیگ شناخته می شود.
the defender struggled to contain the quick dribblers.
مدافع برای مهار دریبلرهای سریع دچار مشکل شد.
practice your dribbling to become a better basketball player.
برای تبدیل شدن به یک بازیکن بسکتبال بهتر، دریبلینگ خود را تمرین کنید.
the crowd cheered for the exciting dribblers on the court.
تماشاگران برای دریبلرهای هیجان انگیز در زمین تشویق کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید