dribblings

[ایالات متحده]/'dribliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشت سوخت یا روغن

عبارات و ترکیب‌ها

dribble past defenders

دور زدن مدافعان

fast dribbling

دریبل سریع

precision dribbling

دریبل دقیق

dribble the ball

توپ را دریبل کن

dribble with control

با کنترل دریبل کن

stop-and-go dribbling

دریبل متوقف و شروع

dribble through traffic

دریبل از میان ترافیک

creative dribbling

دریبل خلاقانه

جملات نمونه

dribbling past an opponent

دستیابی به حریف

He was dribbling the basketball down the court.

او داشت با توپ بسکتبال در حال عبور از زمین بود.

The baby was dribbling while teething.

نوزاد در حالی که در حال دندان دادن بود، آب دهان خود را می‌ریخت.

She was dribbling the sauce over the pasta.

او سس را روی پاستا می‌ریخت.

The soccer player showed off his amazing dribbling skills.

بازیکن فوتبال مهارت‌های درخشان خود در دریبل زدن را به نمایش گذاشت.

The leaky faucet was constantly dribbling water.

شیر آب چکه کننده به طور مداوم آب می‌ریخت.

Dribbling the ball with precision is crucial in basketball.

دریبل کردن توپ با دقت در بسکتبال بسیار مهم است.

The toddler was happily dribbling his toy car on the floor.

کودک نوپا با خوشحالی ماشین اسباب‌بازی خود را روی زمین می‌ریخت.

She was dribbling information to the press about the scandal.

او اطلاعاتی را در مورد رسوایی به رسانه ها می‌ریخت.

The chef was dribbling chocolate sauce on the dessert.

سرآشپز سس شکلات را روی دسر می‌ریخت.

The basketball player's dribbling technique was flawless.

تکنیک دریبل کردن بازیکن بسکتبال بی‌نقص بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید