driftings

[ایالات متحده]/ˈdrɪftɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdrɪftɪŋz/

ترجمه

n. عمل حمل شدن توسط جریانات هوا یا آب
adj. مربوط به حمل شدن یا شناور بودن
v. شکل حال استمراری drift، به معنی حرکت به طور بی هدف

عبارات و ترکیب‌ها

driftings away

سرگردانی

driftings of time

سرگردانی زمان

driftings in dreams

سرگردانی در رویاها

driftings of thoughts

سرگردانی افکار

driftings of clouds

سرگردانی ابرها

driftings of fate

سرگردانی سرنوشت

driftings in space

سرگردانی در فضا

driftings of ideas

سرگردانی ایده‌ها

driftings of love

سرگردانی عشق

driftings of memories

سرگردانی خاطرات

جملات نمونه

the driftings of the clouds created beautiful patterns in the sky.

حرکت ابرها الگوهای زیبایی را در آسمان ایجاد کرد.

we observed the driftings of the leaves as the wind picked up.

ما مشاهده کردیم که با وزش باد برگ‌ها حرکت می‌کنند.

the driftings of the ocean currents can affect weather patterns.

حرکت جریان‌های اقیانوسی می‌تواند بر الگوهای آب و هوا تأثیر بگذارد.

her thoughts were like the driftings of a feather in the breeze.

افکار او مانند حرکت یک پر در نسیم بود.

the driftings of the icebergs were mesmerizing to watch.

حرکت آیسبرگ‌ها برای تماشا مسحور کننده بود.

he found peace in the driftings of the river.

او آرامش را در حرکت رودخانه یافت.

the driftings of the fog created an eerie atmosphere.

حرکت مه فضایی عجیب و غریب ایجاد کرد.

during the hike, we noticed the driftings of the snowflakes.

در طول پیاده‌روی، متوجه حرکت برف‌ها شدیم.

the driftings of the stars were a sight to behold.

حرکت ستاره‌ها برای تماشا بسیار زیبا بود.

he wrote poetry inspired by the driftings of his thoughts.

او شعر نوشت که از حرکت افکارش الهام گرفته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید