drongo bird
پرندهی درنگو
drongo behavior
رفتار درنگو
drongo call
صدای درنگو
drongo species
گونههای درنگو
drongo mimic
تقلید درنگو
drongo nest
لانه درنگو
drongo flight
پرواز درنگو
drongo territory
منطقه درنگو
drongo habitat
زیستگاه درنگو
drongo feathers
پرهای درنگو
he acts like a drongo when he doesn't listen.
او وقتی گوش نمیدهد مثل یک احمق رفتار میکند.
don't be a drongo and forget your umbrella.
مثل یک احمق نباشید و چتر خود را فراموش نکنید.
she called him a drongo for missing the meeting.
او او را به خاطر غیبت در جلسه یک احمق نامید.
it's drongo to ignore the warning signs.
نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده کار احمقانه ای است.
he made a drongo decision to invest in that scheme.
او تصمیم احمقانه ای برای سرمایه گذاری در آن طرح گرفت.
she felt like a drongo for not studying harder.
او احساس میکرد که به خاطر تلاش نکردن بیشتر احمق بوده است.
being a drongo won't get you far in life.
بودن یک احمق در زندگی شما را به جایی نخواهد رساند.
he was called a drongo for his silly mistakes.
او به خاطر اشتباهات احمقانه اش یک احمق نامیده شد.
don't be such a drongo and take the right path.
اینقدر احمق نباشید و مسیر درست را انتخاب کنید.
she realized she was acting like a drongo.
او متوجه شد که دارد مثل یک احمق رفتار میکند.
drongo bird
پرندهی درنگو
drongo behavior
رفتار درنگو
drongo call
صدای درنگو
drongo species
گونههای درنگو
drongo mimic
تقلید درنگو
drongo nest
لانه درنگو
drongo flight
پرواز درنگو
drongo territory
منطقه درنگو
drongo habitat
زیستگاه درنگو
drongo feathers
پرهای درنگو
he acts like a drongo when he doesn't listen.
او وقتی گوش نمیدهد مثل یک احمق رفتار میکند.
don't be a drongo and forget your umbrella.
مثل یک احمق نباشید و چتر خود را فراموش نکنید.
she called him a drongo for missing the meeting.
او او را به خاطر غیبت در جلسه یک احمق نامید.
it's drongo to ignore the warning signs.
نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده کار احمقانه ای است.
he made a drongo decision to invest in that scheme.
او تصمیم احمقانه ای برای سرمایه گذاری در آن طرح گرفت.
she felt like a drongo for not studying harder.
او احساس میکرد که به خاطر تلاش نکردن بیشتر احمق بوده است.
being a drongo won't get you far in life.
بودن یک احمق در زندگی شما را به جایی نخواهد رساند.
he was called a drongo for his silly mistakes.
او به خاطر اشتباهات احمقانه اش یک احمق نامیده شد.
don't be such a drongo and take the right path.
اینقدر احمق نباشید و مسیر درست را انتخاب کنید.
she realized she was acting like a drongo.
او متوجه شد که دارد مثل یک احمق رفتار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید