drongo

[ایالات متحده]/ˈdrɒŋɡəʊ/
[بریتانیا]/ˈdrɔŋɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده که به خاطر دم بلندش شناخته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

drongo bird

پرنده‌ی درنگو

drongo behavior

رفتار درنگو

drongo call

صدای درنگو

drongo species

گونه‌های درنگو

drongo mimic

تقلید درنگو

drongo nest

لانه درنگو

drongo flight

پرواز درنگو

drongo territory

منطقه درنگو

drongo habitat

زیستگاه درنگو

drongo feathers

پرهای درنگو

جملات نمونه

he acts like a drongo when he doesn't listen.

او وقتی گوش نمی‌دهد مثل یک احمق رفتار می‌کند.

don't be a drongo and forget your umbrella.

مثل یک احمق نباشید و چتر خود را فراموش نکنید.

she called him a drongo for missing the meeting.

او او را به خاطر غیبت در جلسه یک احمق نامید.

it's drongo to ignore the warning signs.

نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده کار احمقانه ای است.

he made a drongo decision to invest in that scheme.

او تصمیم احمقانه ای برای سرمایه گذاری در آن طرح گرفت.

she felt like a drongo for not studying harder.

او احساس می‌کرد که به خاطر تلاش نکردن بیشتر احمق بوده است.

being a drongo won't get you far in life.

بودن یک احمق در زندگی شما را به جایی نخواهد رساند.

he was called a drongo for his silly mistakes.

او به خاطر اشتباهات احمقانه اش یک احمق نامیده شد.

don't be such a drongo and take the right path.

اینقدر احمق نباشید و مسیر درست را انتخاب کنید.

she realized she was acting like a drongo.

او متوجه شد که دارد مثل یک احمق رفتار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید