drowsing online
خوابیدن آنلاین
drowsing mode
حالت خواب
drowsing history
سابقه خواب
drowsing session
نشست خواب
drowsing experience
تجربه خواب
drowsing speed
سرعت خواب
drowsing security
امنیت خواب
drowsing habits
عادتهای خواب
drowsing features
ویژگیهای خواب
drowsing tools
ابزارهای خواب
i found myself drowsing during the lecture.
من در حین سخنرانی احساس خواب آلودگی کردم.
she was drowsing on the couch after a long day.
او بعد از یک روز طولانی روی مبل به خواب رفت.
the warm sun made him drowsing in the park.
آفتاب گرم باعث شد او در پارک به خواب برود.
he was drowsing off while reading the book.
او در حالی که کتاب می خواند به خواب رفت.
after lunch, many employees were drowsing at their desks.
بعد از ناهار، بسیاری از کارمندان در حال به خواب رفتن در پشت میز خود بودند.
the soothing music made her drowsing peacefully.
موسیقی آرامش بخش باعث شد او به آرامی به خواب برود.
he struggled to stay awake, drowsing during the movie.
او تلاش کرد تا بیدار بماند، در حین تماشای فیلم به خواب رفت.
she caught herself drowsing in the middle of the meeting.
او متوجه شد که در وسط جلسه به خواب رفته است.
the baby was drowsing in her mother's arms.
بچه در بازوهای مادرش به خواب رفت.
feeling drowsing, he decided to take a quick nap.
احساس خواب آلودگی کرد، تصمیم گرفت یک چرت سریع بزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید