drubbed

[ایالات متحده]/drʌbd/
[بریتانیا]/drʌbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به شدت ضربه زدن یا کوبیدن
vi. ضربه زدن یا کوبیدن

عبارات و ترکیب‌ها

drubbed badly

شکست شدید

drubbed soundly

شکست قاطع

drubbed repeatedly

به طور مکرر شکست خورد

drubbed thoroughly

شکست کامل

drubbed mercilessly

بدون رحم شکست خورد

drubbed severely

شکست شدید

drubbed easily

به راحتی شکست خورد

drubbed decisively

به طور قاطع شکست خورد

drubbed convincingly

به طور قانع کننده شکست خورد

drubbed relentlessly

بدون وقفه شکست خورد

جملات نمونه

the team was drubbed in the final match.

تیم در مسابقه نهایی شکست سختی خورد.

he drubbed his opponent in the boxing ring.

او حریف خود را در رینگ بوکس شکست داد.

they were drubbed by a score of 5-0.

آنها با نتیجه 5-0 شکست خوردند.

the critics drubbed the movie for its poor plot.

منتقدان فیلم را به دلیل طرح ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.

after being drubbed in the election, he decided to retire.

پس از شکست در انتخابات، او تصمیم گرفت بازنشسته شود.

the team was drubbed at home in front of their fans.

تیم در خانه و مقابل تماشاگران خود شکست خورد.

she felt drubbed by the harsh criticism.

او تحت تأثیر انتقادات شدید احساس درماندگی کرد.

the players were drubbed during the championship.

بازیکنان در طول مسابقات قهرمانی شکست خوردند.

his performance was drubbed by the audience.

عملکرد او توسط تماشاچیان مورد انتقاد قرار گرفت.

the team drubbed their rivals in a stunning victory.

تیم با پیروزی خیره‌کننده، رقبای خود را شکست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید