duenna

[ایالات متحده]/dʒuːˈɛnə/
[بریتانیا]/dʊˈɛnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرپرست یا نگهبان زن یک دختر جوان
Word Forms
جمعduennas

عبارات و ترکیب‌ها

duenna role

نقش دونه

duenna figure

شخصیت دونه

duenna duties

وظایف دونه

duenna presence

حضور دونه

duenna character

شخصیت دونه

duenna tradition

سنّت دونه

duenna influence

تاثیر دونه

duenna protection

حفاظت دونه

duenna guidance

راهنمایی دونه

duenna advice

مشورت دونه

جملات نمونه

she acted as a duenna to the young girls.

او نقش یک دایه برای دختران جوان را ایفا می‌کرد.

the duenna guided them through the social customs.

دایه آن‌ها را در آداب و رسوم اجتماعی راهنمایی می‌کرد.

he felt the presence of a duenna in the room.

او حضور یک دایه را در اتاق احساس کرد.

in the story, the duenna was very protective.

در داستان، دایه بسیار مراقب بود.

they needed a duenna to accompany them at the event.

آن‌ها به یک دایه برای همراهی با آن‌ها در رویداد نیاز داشتند.

the duenna's advice was invaluable to the young lady.

نصیحت‌های دایه برای خانم جوان بسیار ارزشمند بود.

she played the role of a duenna in the family.

او نقش یک دایه را در خانواده ایفا می‌کرد.

a duenna often helps young women navigate society.

یک دایه اغلب به زنان جوان کمک می‌کند تا در جامعه حرکت کنند.

the story featured a wise duenna as a main character.

داستان شامل یک دایه خردمند به عنوان شخصیت اصلی بود.

as a duenna, she had to maintain strict decorum.

همانطور که دایه بود، او باید رفتار مناسب را حفظ می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید