dulcinea

[ایالات متحده]/dʌl.sɪˈneɪ.ə/
[بریتانیا]/dʌl.sɪˈneɪ.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.زن ایده‌آل‌شده؛ زن محبوب؛ دختر دهقان زیبا که توسط دن کیشوت تصور شده است
Word Forms
جمعdulcineas

عبارات و ترکیب‌ها

dulcinea del toboso

dulcinea del toboso

dulcinea's beauty

زیبایی دلسینیا

my dulcinea

دلسینیای من

dulcinea of love

دلسینیا عشق

dulcinea's heart

قلب دلسینیا

dulcinea's dream

رویای دلسینیا

dulcinea's grace

ظرافت دلسینیا

true dulcinea

دلسینیای واقعی

dulcinea's charm

جذابیت دلسینیا

beloved dulcinea

دلسینیای دوست‌داشتنی

جملات نمونه

he always refers to his girlfriend as his dulcinea.

او همیشه به نامزدش به عنوان دُلسینیا اشاره می‌کند.

in his eyes, she is the perfect dulcinea.

در نظر او، او دُلسینیا کامل است.

every knight needs a dulcinea to inspire him.

هر شوالیه به یک دُلسینیا برای الهام بخشیدن به او نیاز دارد.

he wrote poems for his dulcinea.

او برای دُلسینیا شعر نوشت.

she dreams of being his dulcinea one day.

او رویای تبدیل شدن به دُلسینیا او را در یک روز دارد.

the story of don quixote and his dulcinea is famous.

داستان دون کیخوته و دُلسینیا مشهور است.

he dedicated his life to his dulcinea.

او زندگی خود را به دُلسینیا تقدیم کرد.

her smile made her his dulcinea instantly.

لبخندش باعث شد او فوراً دُلسینیا او شود.

they often refer to her as his dulcinea in jest.

آنها اغلب به شوخی به او به عنوان دُلسینیا اشاره می‌کنند.

he fought many battles for his dulcinea's honor.

او برای حفظ آبروی دُلسینیا جنگ‌های زیادی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید