dumbells

[ایالات متحده]/dʌmbɛlz/
[بریتانیا]/dʌmbɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع دمبل (تکثیر: دمبل)؛ یک وزن برای تمرین؛ نام خانوادگی (نام خانوادگی) Dumbell

جملات نمونه

he lifts dumbbells every morning to build muscle.

او هر صبح دمبل‌ها را بلند می‌کند تا عضلات خود را تقویت کند.

she bought a set of adjustable dumbbells for her home gym.

او یک دسته دمبل‌های قابل تنظیم برای گیم خانگی خود خرید.

please place the dumbbells back on the rack after use.

لطفاً پس از استفاده دمبل‌ها را دوباره روی رکت بگذارید.

i prefer using dumbbells over barbells for bicep curls.

من برای تمرین‌های دمبل‌های دست‌هایم، دمبل‌ها را ترجیح می‌دهم.

the physical therapist recommended light dumbbells for shoulder rehabilitation.

تکیه‌گر فیزیکی دمبل‌های سبک را برای بازتوسی عضلات شانه توصیه کرد.

walking lunges while holding dumbbells are great for your legs.

پرچم‌های پیاده‌روی در حال حمل دمبل‌ها برای پا‌های شما بسیار خوب است.

you can target your chest muscles effectively with dumbbell flyes.

شما می‌توانید به طور موثر عضلات سینه خود را با دمبل‌های پرواز هدف قرار دهید.

he accidentally dropped a dumbbell on his foot.

او به طور اتفاقی یک دمبل را روی پای خود ریخت.

they are doing a dumbbell workout routine in the park.

آن‌ها یک روتین تمرین دمبل در پارک انجام می‌دهند.

hexagonal dumbbells are safer because they do not roll away.

دمبل‌های شش گوشه امن‌تر هستند زیرا از جا نمی‌روند.

hold the dumbbells with an overhand grip for this exercise.

برای این تمرین دمبل‌ها را با گرفت دست‌های بالا نگه دارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید