dunking

[ایالات متحده]/ˈdʌŋkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʌŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل غوطه ور کردن غذا در مایع؛ به طور موقت غوطه ور کردن کسی یا چیزی در آب؛ امتیاز گرفتن با قرار دادن توپ مستقیماً در سبد در بسکتبال؛ عمل غوطه ور کردن در بسکتبال

عبارات و ترکیب‌ها

dunking donuts

غوطه‌ور کردن دونات‌ها

dunking cookies

غوطه‌ور کردن بیسکویت‌ها

dunking bread

غوطه‌ور کردن نان

dunking balls

غوطه‌ور کردن توپ‌ها

dunking sauce

سس غوطه‌ور کردن

dunking chips

غوطه‌ور کردن چیپس‌ها

dunking fruit

غوطه‌ور کردن میوه‌ها

dunking marshmallows

غوطه‌ور کردن مارشمالو

dunking snacks

غوطه‌ور کردن میان‌وعده‌ها

dunking ice cream

غوطه‌ور کردن بستنی

جملات نمونه

he loves dunking the basketball during games.

او عاشق پرتاب توپ بسکتبال در حین بازی است.

dunking cookies in milk is a classic treat.

زدن بیسکویت در شیر یک خوراکی کلاسیک است.

the player was known for his incredible dunking skills.

بازیکن به دلیل مهارت های فوق العاده اش در پرتاب توپ شناخته شده بود.

she enjoys dunking her fries in ketchup.

او از فرو بردن سیب زمینی سرخ کرده اش در سس کچاپ لذت می برد.

dunking is a popular move in basketball.

پرتاب توپ یک حرکت محبوب در بسکتبال است.

he practiced dunking to improve his game.

او برای بهبود بازی خود روی پرتاب توپ تمرین کرد.

they had a dunking contest at the park.

آنها یک مسابقه پرتاب توپ در پارک داشتند.

dunking bread in soup adds flavor.

فرو بردن نان در سوپ طعم را افزایش می دهد.

her favorite dessert involves dunking strawberries in chocolate.

خوراک مورد علاقه او شامل فرو بردن توت فرنگی در شکلات است.

he was excited about the dunking demonstration at the event.

او در مورد نمایشگاه پرتاب توپ در این رویداد هیجان داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید