duresses

[ایالات متحده]/djuˈres/
[بریتانیا]/duˈres/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حبس; اجبار

عبارات و ترکیب‌ها

under duress

تحت فشار

جملات نمونه

under duress, he confessed to the crime

تحت فشار، او به جرم اعتراف کرد.

signing the contract under duress is not legally binding

امضای قرارداد تحت فشار از نظر قانونی الزامی نیست.

she made the decision under duress

او این تصمیم را تحت فشار گرفت.

the confession was obtained under duress

این اعتراف تحت فشار به دست آمد.

the witness testified under duress

شهود تحت فشار شهادت داد.

employees should not be forced to work under duress

نباید کارمندان را مجبور به کار تحت فشار کرد.

he signed the agreement under duress

او توافقنامه را تحت فشار امضا کرد.

the hostages were kept under duress

گروگان‌ها تحت فشار نگه داشته می‌شدند.

the decision was made under duress

این تصمیم تحت فشار گرفته شد.

to act under duress is not a choice

عمل کردن تحت فشار یک انتخاب نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید