durum

[ایالات متحده]/ˈdʊərəm/
[بریتانیا]/ˈdʊrəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گندم سخت؛ گندم سخت
Word Forms
جمعdurums

عبارات و ترکیب‌ها

durum wheat

گندم دوروم

durum pasta

پاستای دوروم

durum flour

آرد دوروم

durum grain

دانه دوروم

durum semolina

سمولینای دوروم

durum bread

نان دوروم

durum noodles

نودل دوروم

durum salad

سالاد دوروم

durum recipe

دستور غذای دوروم

durum cuisine

آشپزی دوروم

جملات نمونه

durum wheat is often used to make pasta.

گندم دوروم اغلب برای تهیه پاستا استفاده می‌شود.

she prefers durum bread for its nutritional value.

او نان دوروم را به دلیل ارزش غذایی آن ترجیح می‌دهد.

durum is known for its high protein content.

دوروم به دلیل داشتن پروتئین بالا شناخته شده است.

many chefs recommend using durum flour for pizza dough.

بسیاری از سرآشپزها استفاده از آرد دوروم برای خمیر پیتزا را توصیه می‌کنند.

durum pasta holds its shape well when cooked.

پاستای دوروم در هنگام پخت شکل خود را حفظ می‌کند.

he bought a bag of durum semolina for baking.

او برای پختن یک کیسه سمولینای دوروم خرید.

durum is often used in mediterranean cuisine.

دوروم اغلب در آشپزی مدیترانه ای استفاده می شود.

the texture of durum pasta is quite distinct.

بافت پاستای دوروم بسیار متمایز است.

durum wheat is primarily grown in warm climates.

گندم دوروم عمدتاً در مناطق گرمسیری کشت می‌شود.

she learned to make homemade durum pasta from scratch.

او یاد گرفت که پاستای دوروم خانگی را از ابتدا درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید