dutifulnesses

[ایالات متحده]/ˈdjuːtɪfʊlnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈduːtɪfʊlnəsɪz/

ترجمه

n. احساس مسئولیت یا مواردی از رفتار وظیفه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

dutifulness shown

نمونه از پایبندی

show dutifulness

پایبندی نشان دهید

جملات نمونه

the dutifulnesses of the nurses were evident in their tireless care.

پرداختگی پرستاران در مراقبت‌های خستگی‌ناک آنها آشکار بود.

her dutifulnesses made her a respected leader.

پرداختگی‌های او او را به یک رهبر مورد احترام تبدیل کرد.

we recognized the dutifulnesses shown by the volunteers.

ما پرداختگی‌هایی که توسط داوطلبان نشان داده شد را تشخیص دادیم.

the employee's dutifulnesses impressed the management.

پرداختگی‌های کارمند مدیریت را در جهت تأثیر گذاشته بود.

their dutifulnesses towards family impressed everyone.

پرداختگی‌های آنها نسبت به خانواده همه را تأثیر گذاشته بود.

the soldiers' dutifulnesses were praised by the general.

پرداختگی‌های سربازان توسط فرمانده تحسین شد.

parents often demonstrate remarkable dutifulnesses.

والدین اغلب پرداختگی‌های برجسته نشان می‌دهند.

the dutifulnesses of the staff ensured smooth operations.

پرداختگی‌های کارکنان عملکرد سیستم را به صورت سلیس تضمین کرد.

his dutifulnesses in completing tasks were noteworthy.

پرداختگی‌های او در انجام وظایف قابل توجه بود.

the team's dutifulnesses led to project success.

پرداختگی‌های تیم به موفقیت پروژه منجر شد.

teachers show great dutifulnesses in educating students.

معلمان در آموزش دانش‌آموزان پرداختگی‌های بزرگ نشان می‌دهند.

the citizens' dutifulnesses strengthened the community.

پرداختگی‌های شهروندان جامعه را تقویت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید