dwarfed by trees
تاریخچه کوتاه
dwarfed appearance
نمونه ای از ظاهر کوتاه
dwarfed stature
وضعیت کوتاه
felt dwarfed
احساس کوتاهی
dwarfed significance
اهمیت کوتاه
dwarfed role
نقش کوتاه
being dwarfed
در حال کوتاه شدن
dwarfed ambitions
طمعهای کوتاه
dwarfed impact
تأثیر کوتاه
dwarfed figures
شخصیت های کوتاه
the skyscrapers dwarfed the surrounding buildings.
بناهای بلند برجهای آسمان خراش را فراتر از ساختمانهای اطراف قرار میداد.
his confidence was dwarfed by the task ahead.
اینکه او اعتماد خود را در برابر وظیفهای که پیش رو داشت از دست داد.
the ancient tree dwarfed all others in the forest.
در جنگل، درخت باستانی تمام دیگر درختان را فراتر از خود قرار میداد.
the company's market share was dwarfed by its competitor.
سهم بازار شرکت توسط رقبایش فراتر از خود قرار میگرفت.
the child felt dwarfed by the vastness of the canyon.
کودک احساس میکرد که توسط گستردگی کانیون فراتر از خود قرار میگیرد.
the small town was dwarfed by the nearby mountains.
شهر کوچک توسط کوههای نزدیک فراتر از خود قرار میگرفت.
her initial enthusiasm was dwarfed by the project's complexity.
انگیزه اولیه او توسط پیچیدگی پروژه فراتر از خود قرار میگرفت.
the tiny island was dwarfed by the vast ocean.
جزیره کوچک توسط اقیانوس گسترده فراتر از خود قرار میگرفت.
the artist's early work was dwarfed by his later masterpieces.
کارهای اولیه هنرمند توسط آثار بزرگترش فراتر از خود قرار میگرفت.
the new technology dwarfed existing systems.
فناوری جدید سیستمهای موجود را فراتر از خود قرار میداد.
the athlete's skill was dwarfed by the competition.
مهارت ورزشکار توسط رقابت فراتر از خود قرار میگرفت.
dwarfed by trees
تاریخچه کوتاه
dwarfed appearance
نمونه ای از ظاهر کوتاه
dwarfed stature
وضعیت کوتاه
felt dwarfed
احساس کوتاهی
dwarfed significance
اهمیت کوتاه
dwarfed role
نقش کوتاه
being dwarfed
در حال کوتاه شدن
dwarfed ambitions
طمعهای کوتاه
dwarfed impact
تأثیر کوتاه
dwarfed figures
شخصیت های کوتاه
the skyscrapers dwarfed the surrounding buildings.
بناهای بلند برجهای آسمان خراش را فراتر از ساختمانهای اطراف قرار میداد.
his confidence was dwarfed by the task ahead.
اینکه او اعتماد خود را در برابر وظیفهای که پیش رو داشت از دست داد.
the ancient tree dwarfed all others in the forest.
در جنگل، درخت باستانی تمام دیگر درختان را فراتر از خود قرار میداد.
the company's market share was dwarfed by its competitor.
سهم بازار شرکت توسط رقبایش فراتر از خود قرار میگرفت.
the child felt dwarfed by the vastness of the canyon.
کودک احساس میکرد که توسط گستردگی کانیون فراتر از خود قرار میگیرد.
the small town was dwarfed by the nearby mountains.
شهر کوچک توسط کوههای نزدیک فراتر از خود قرار میگرفت.
her initial enthusiasm was dwarfed by the project's complexity.
انگیزه اولیه او توسط پیچیدگی پروژه فراتر از خود قرار میگرفت.
the tiny island was dwarfed by the vast ocean.
جزیره کوچک توسط اقیانوس گسترده فراتر از خود قرار میگرفت.
the artist's early work was dwarfed by his later masterpieces.
کارهای اولیه هنرمند توسط آثار بزرگترش فراتر از خود قرار میگرفت.
the new technology dwarfed existing systems.
فناوری جدید سیستمهای موجود را فراتر از خود قرار میداد.
the athlete's skill was dwarfed by the competition.
مهارت ورزشکار توسط رقابت فراتر از خود قرار میگرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید