dynamited building
ساختمان منفجر شده
dynamited bridge
پل منفجر شده
dynamited area
منطقه منفجر شده
dynamited site
محل منفجر شده
dynamited structure
ساختار منفجر شده
dynamited landscape
منظره منفجر شده
dynamited terrain
زمین منفجر شده
dynamited rock
صخره منفجر شده
dynamited facility
امکانات منفجر شده
the old bridge was dynamited to make way for a new one.
پل قدیمی منهدم شد تا راهی برای ساختن یک پل جدید باز شود.
the team dynamited the mountain to extract valuable minerals.
تیم کوه را منهدم کرد تا مواد معدنی با ارزش استخراج کند.
they dynamited the building after it was deemed unsafe.
پس از اینکه ساختمان ناامن تشخیص داده شد، آن را منهدم کردند.
the military dynamited the enemy's fortifications.
نیروهای نظامی سنگر دشمن را منهدم کردند.
to clear the area, they dynamited the old factory.
برای پاکسازی منطقه، کارخانه قدیمی را منهدم کردند.
the construction crew dynamited the rock to proceed with the project.
تیم ساختمانی سنگ را منهدم کرد تا پروژه را پیش ببرد.
after the storm, they dynamited the fallen trees blocking the road.
بعد از طوفان، درختان افتاده که جاده را مسدود کرده بودند، منهدم کردند.
they dynamited the ice to create a safe passage for boats.
آنها یخ را منهدم کردند تا یک مسیر امن برای قایق ها ایجاد کنند.
the old stadium was dynamited to make space for a new arena.
استادیوم قدیمی منهدم شد تا فضایی برای یک ورزشگاه جدید ایجاد شود.
the filmmakers dynamited a section of the set for dramatic effect.
فیلمسازان بخشی از صحنه را برای جلوه دراماتیک منهدم کردند.
dynamited building
ساختمان منفجر شده
dynamited bridge
پل منفجر شده
dynamited area
منطقه منفجر شده
dynamited site
محل منفجر شده
dynamited structure
ساختار منفجر شده
dynamited landscape
منظره منفجر شده
dynamited terrain
زمین منفجر شده
dynamited rock
صخره منفجر شده
dynamited facility
امکانات منفجر شده
the old bridge was dynamited to make way for a new one.
پل قدیمی منهدم شد تا راهی برای ساختن یک پل جدید باز شود.
the team dynamited the mountain to extract valuable minerals.
تیم کوه را منهدم کرد تا مواد معدنی با ارزش استخراج کند.
they dynamited the building after it was deemed unsafe.
پس از اینکه ساختمان ناامن تشخیص داده شد، آن را منهدم کردند.
the military dynamited the enemy's fortifications.
نیروهای نظامی سنگر دشمن را منهدم کردند.
to clear the area, they dynamited the old factory.
برای پاکسازی منطقه، کارخانه قدیمی را منهدم کردند.
the construction crew dynamited the rock to proceed with the project.
تیم ساختمانی سنگ را منهدم کرد تا پروژه را پیش ببرد.
after the storm, they dynamited the fallen trees blocking the road.
بعد از طوفان، درختان افتاده که جاده را مسدود کرده بودند، منهدم کردند.
they dynamited the ice to create a safe passage for boats.
آنها یخ را منهدم کردند تا یک مسیر امن برای قایق ها ایجاد کنند.
the old stadium was dynamited to make space for a new arena.
استادیوم قدیمی منهدم شد تا فضایی برای یک ورزشگاه جدید ایجاد شود.
the filmmakers dynamited a section of the set for dramatic effect.
فیلمسازان بخشی از صحنه را برای جلوه دراماتیک منهدم کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید