dysphoria

[ایالات متحده]/dɪsˈfɔːrɪə/
[بریتانیا]/dɪsˈfɔriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ناامیدی یا نارضایتی عمومی از زندگی؛ یک حالت پاتولوژیک از اختلال خلق و اضطراب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dysphoria symptoms

علائم دیسفوری

dysphoria treatment

درمان دیسفوری

dysphoria experiences

تجربه‌های دیسفوری

dysphoria feelings

احساسات دیسفوری

dysphoria diagnosis

تشخیص دیسفوری

gender dysphoria

دیسفوری جنسیتی

dysphoria relief

تسکین دیسفوری

dysphoria support

حمایت از دیسفوری

dysphoria causes

علت‌های دیسفوری

social dysphoria

دیسفوری اجتماعی

جملات نمونه

dysphoria can be a challenging experience for many.

دیزوفریا می‌تواند یک تجربه چالش‌برانگیز برای بسیاری باشد.

people often seek therapy to cope with their dysphoria.

افراد اغلب به دنبال درمان هستند تا با دیزوفریا خود کنار بیایند.

understanding dysphoria is essential for mental health support.

درک دیزوفریا برای حمایت از سلامت روان ضروری است.

many individuals experience dysphoria during their transition.

بسیاری از افراد در طول گذار خود دچار دیزوفریا می‌شوند.

support groups can help alleviate feelings of dysphoria.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به کاهش احساسات دیزوفریا کمک کنند.

dysphoria may lead to anxiety and depression.

دیزوفریا ممکن است منجر به اضطراب و افسردگی شود.

recognizing dysphoria is the first step towards healing.

تشخیص دیزوفریا اولین قدم در جهت بهبودی است.

many people with dysphoria find relief through expression.

بسیاری از افراد مبتلا به دیزوفریا از طریق بیان احساسات خود تسکین می‌یابند.

gender dysphoria can significantly impact one's quality of life.

دیزوفریا جنسیتی می‌تواند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

education about dysphoria can promote understanding and acceptance.

آموزش در مورد دیزوفریا می‌تواند درک و پذیرش را ترویج کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید