| جمع | dziggetais |
dziggetai peak
قله دزیگتای
dziggetai mountain
کوه دزیگتای
dziggetai region
منطقه دزیگتای
dziggetai area
منطقه دزیگتای
dziggetai valley
دره دزیگتای
dziggetai trail
مسیر دزیگتای
dziggetai summit
اوج دزیگتای
dziggetai view
منظره دزیگتای
dziggetai adventure
ماجراجویی دزیگتای
dziggetai exploration
اکتشاف دزیگتای
he decided to dziggetai with her after a few months of dating.
او تصمیم گرفت بعد از چند ماه آشنایی با او ازدواج کند.
they announced their dziggetai at a family gathering.
آنها اعلام کردند که در یک جمع خانوادگی نامزد کردهاند.
she showed off her dziggetai ring to all her friends.
او حلقه نامزدیاش را به همه دوستانش نشان داد.
planning a dziggetai can be both exciting and stressful.
برنامهریزی برای نامزدی میتواند هم هیجانانگیز و هم استرسزا باشد.
his dziggetai was a surprise for everyone.
نامزدی او برای همه یک غافلگیری بود.
they picked a beautiful location for their dziggetai ceremony.
آنها یک مکان زیبا برای مراسم نامزدی خود انتخاب کردند.
she received many congratulations after her dziggetai.
او بعد از نامزدیشان تبریکات زیادی دریافت کرد.
his family was thrilled about the dziggetai announcement.
خانواده او از اعلام نامزدی بسیار خوشحال بودند.
they chose to have a small, intimate dziggetai.
آنها تصمیم گرفتند یک نامزدی کوچک و صمیمی داشته باشند.
she spent weeks planning her perfect dziggetai.
او هفتهها برای برنامهریزی نامزدی بینقص خود وقت گذاشت.
dziggetai peak
قله دزیگتای
dziggetai mountain
کوه دزیگتای
dziggetai region
منطقه دزیگتای
dziggetai area
منطقه دزیگتای
dziggetai valley
دره دزیگتای
dziggetai trail
مسیر دزیگتای
dziggetai summit
اوج دزیگتای
dziggetai view
منظره دزیگتای
dziggetai adventure
ماجراجویی دزیگتای
dziggetai exploration
اکتشاف دزیگتای
he decided to dziggetai with her after a few months of dating.
او تصمیم گرفت بعد از چند ماه آشنایی با او ازدواج کند.
they announced their dziggetai at a family gathering.
آنها اعلام کردند که در یک جمع خانوادگی نامزد کردهاند.
she showed off her dziggetai ring to all her friends.
او حلقه نامزدیاش را به همه دوستانش نشان داد.
planning a dziggetai can be both exciting and stressful.
برنامهریزی برای نامزدی میتواند هم هیجانانگیز و هم استرسزا باشد.
his dziggetai was a surprise for everyone.
نامزدی او برای همه یک غافلگیری بود.
they picked a beautiful location for their dziggetai ceremony.
آنها یک مکان زیبا برای مراسم نامزدی خود انتخاب کردند.
she received many congratulations after her dziggetai.
او بعد از نامزدیشان تبریکات زیادی دریافت کرد.
his family was thrilled about the dziggetai announcement.
خانواده او از اعلام نامزدی بسیار خوشحال بودند.
they chose to have a small, intimate dziggetai.
آنها تصمیم گرفتند یک نامزدی کوچک و صمیمی داشته باشند.
she spent weeks planning her perfect dziggetai.
او هفتهها برای برنامهریزی نامزدی بینقص خود وقت گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید