ear-shaped

[ایالات متحده]/[ˈɪərʃeɪpt]/
[بریتانیا]/[ˈɪərʃeɪpt]/

ترجمه

adj. شبیه به گوش در شکل؛ داشتن شکل گوش.

عبارات و ترکیب‌ها

ear-shaped hole

سوراخ گوش مانند

ear-shaped leaf

برگ گوش مانند

ear-shaped design

طرح گوش مانند

an ear-shaped curve

یک منحنی گوش مانند

ear-shaped rock

سنگ گوش مانند

ear-shaped shadow

سایه‌ی گوش مانند

ear-shaped cut

برش گوش مانند

ear-shaped window

پنجره‌ی گوش مانند

ear-shaped valley

دره گوش مانند

ear-shaped form

فرم گوش مانند

جملات نمونه

the lake had a beautiful, ear-shaped indentation in its center.

دریاچه دارای یک فرورفتگی زیبا و به شکل گوش در مرکز آن بود.

he carved a small, ear-shaped piece of wood for his daughter.

او یک تکه چوب کوچک به شکل گوش برای دخترش حک کرد.

the island's outline was distinctly ear-shaped on the map.

طرح جزیره به وضوح به شکل گوش در نقشه بود.

she noticed an ear-shaped shadow on the wall.

او یک سایه به شکل گوش روی دیوار متوجه شد.

the cave entrance was oddly ear-shaped and inviting.

ورودی غار به طرز عجیبی به شکل گوش بود و دعوت کننده به نظر می رسید.

the artist used clay to mold an ear-shaped sculpture.

هنرمند از خاک رس برای ساختن یک مجسمه به شکل گوش استفاده کرد.

the bay's ear-shaped curve provided a sheltered harbor.

منحنی به شکل گوش خلیج یک بندرگاه محافظت شده فراهم کرد.

he pointed out the ear-shaped formation in the rock.

او به شکل گوش در سنگ اشاره کرد.

the crater had a unique, ear-shaped appearance.

دهانه برخوردی دارای ظاهری منحصر به فرد و به شکل گوش بود.

she found a small, ear-shaped stone on the beach.

او یک سنگ کوچک به شکل گوش در ساحل پیدا کرد.

the valley's ear-shaped profile was visible from the hilltop.

پروفایل به شکل گوش دره از قله تپه قابل مشاهده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید