ear-shaped hole
سوراخ گوش مانند
ear-shaped leaf
برگ گوش مانند
ear-shaped design
طرح گوش مانند
an ear-shaped curve
یک منحنی گوش مانند
ear-shaped rock
سنگ گوش مانند
ear-shaped shadow
سایهی گوش مانند
ear-shaped cut
برش گوش مانند
ear-shaped window
پنجرهی گوش مانند
ear-shaped valley
دره گوش مانند
ear-shaped form
فرم گوش مانند
the lake had a beautiful, ear-shaped indentation in its center.
دریاچه دارای یک فرورفتگی زیبا و به شکل گوش در مرکز آن بود.
he carved a small, ear-shaped piece of wood for his daughter.
او یک تکه چوب کوچک به شکل گوش برای دخترش حک کرد.
the island's outline was distinctly ear-shaped on the map.
طرح جزیره به وضوح به شکل گوش در نقشه بود.
she noticed an ear-shaped shadow on the wall.
او یک سایه به شکل گوش روی دیوار متوجه شد.
the cave entrance was oddly ear-shaped and inviting.
ورودی غار به طرز عجیبی به شکل گوش بود و دعوت کننده به نظر می رسید.
the artist used clay to mold an ear-shaped sculpture.
هنرمند از خاک رس برای ساختن یک مجسمه به شکل گوش استفاده کرد.
the bay's ear-shaped curve provided a sheltered harbor.
منحنی به شکل گوش خلیج یک بندرگاه محافظت شده فراهم کرد.
he pointed out the ear-shaped formation in the rock.
او به شکل گوش در سنگ اشاره کرد.
the crater had a unique, ear-shaped appearance.
دهانه برخوردی دارای ظاهری منحصر به فرد و به شکل گوش بود.
she found a small, ear-shaped stone on the beach.
او یک سنگ کوچک به شکل گوش در ساحل پیدا کرد.
the valley's ear-shaped profile was visible from the hilltop.
پروفایل به شکل گوش دره از قله تپه قابل مشاهده بود.
ear-shaped hole
سوراخ گوش مانند
ear-shaped leaf
برگ گوش مانند
ear-shaped design
طرح گوش مانند
an ear-shaped curve
یک منحنی گوش مانند
ear-shaped rock
سنگ گوش مانند
ear-shaped shadow
سایهی گوش مانند
ear-shaped cut
برش گوش مانند
ear-shaped window
پنجرهی گوش مانند
ear-shaped valley
دره گوش مانند
ear-shaped form
فرم گوش مانند
the lake had a beautiful, ear-shaped indentation in its center.
دریاچه دارای یک فرورفتگی زیبا و به شکل گوش در مرکز آن بود.
he carved a small, ear-shaped piece of wood for his daughter.
او یک تکه چوب کوچک به شکل گوش برای دخترش حک کرد.
the island's outline was distinctly ear-shaped on the map.
طرح جزیره به وضوح به شکل گوش در نقشه بود.
she noticed an ear-shaped shadow on the wall.
او یک سایه به شکل گوش روی دیوار متوجه شد.
the cave entrance was oddly ear-shaped and inviting.
ورودی غار به طرز عجیبی به شکل گوش بود و دعوت کننده به نظر می رسید.
the artist used clay to mold an ear-shaped sculpture.
هنرمند از خاک رس برای ساختن یک مجسمه به شکل گوش استفاده کرد.
the bay's ear-shaped curve provided a sheltered harbor.
منحنی به شکل گوش خلیج یک بندرگاه محافظت شده فراهم کرد.
he pointed out the ear-shaped formation in the rock.
او به شکل گوش در سنگ اشاره کرد.
the crater had a unique, ear-shaped appearance.
دهانه برخوردی دارای ظاهری منحصر به فرد و به شکل گوش بود.
she found a small, ear-shaped stone on the beach.
او یک سنگ کوچک به شکل گوش در ساحل پیدا کرد.
the valley's ear-shaped profile was visible from the hilltop.
پروفایل به شکل گوش دره از قله تپه قابل مشاهده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید