earth-bound traveler
سیاحت زمینی
earth-bound existence
وجود زمینی
earth-bound life
زندگی زمینی
being earth-bound
بودن زمینی
earth-bound creatures
موجودات زمینی
felt earth-bound
احساس زمینی
earth-bound gaze
نگاه زمینی
earth-bound view
دیدگاه زمینی
stay earth-bound
ماندن زمینی
earth-bound spirit
روح زمینی
the earth-bound traveler longed to see the stars.
سیاحتکنندهای که به زمین بسته بود، خواهان دیدن ستارهها بود.
despite his ambition, he remained earth-bound.
هر چند که او دارای امید و آرزوی بالایی بود، باقی ماند به زمین بسته.
her writing style was grounded and earth-bound, reflecting her rural upbringing.
سبک نوشتاری او پایدار و به زمین بسته بود، که نشاندهنده پرورش او در مناطق روستایی بود.
the film explored the challenges of being earth-bound in a space-faring future.
فیلم چالشهای بودن به زمین بسته را در آیندهای که سفر به فضا رایج است، بررسی کرد.
he felt earth-bound and yearned for a more expansive life.
او احساس محدود بودن به زمین داشت و به زندگی گستردهتری خواهان بود.
the artist’s sculptures were often earth-bound, depicting natural forms.
مصنوعات هنرمند معمولاً به زمین بسته بودند و اشکال طبیعی را نمایش میدادند.
the earth-bound perspective offered a unique view of the cosmos.
نگاه به زمین بسته، نگاهی منحصر به فردی از کهکشان را ارائه میداد.
she preferred earth-bound activities like gardening and hiking.
او فعالیتهایی مانند گیاهپروری و پیادهروی را که به زمین بسته هستند، ترجیح میداد.
the story followed the earth-bound struggles of a small village.
داستان به کفکشیهای به زمین بسته یک روستای کوچک پیوست.
he was an earth-bound scientist studying soil composition.
او یک دانشمند به زمین بسته بود که ترکیب خاک را مطالعه میکرد.
the play focused on the earth-bound realities of working-class life.
این نمایش روی واقعیتهای به زمین بسته زندگی کلاس کارگر تمرکز داشت.
earth-bound traveler
سیاحت زمینی
earth-bound existence
وجود زمینی
earth-bound life
زندگی زمینی
being earth-bound
بودن زمینی
earth-bound creatures
موجودات زمینی
felt earth-bound
احساس زمینی
earth-bound gaze
نگاه زمینی
earth-bound view
دیدگاه زمینی
stay earth-bound
ماندن زمینی
earth-bound spirit
روح زمینی
the earth-bound traveler longed to see the stars.
سیاحتکنندهای که به زمین بسته بود، خواهان دیدن ستارهها بود.
despite his ambition, he remained earth-bound.
هر چند که او دارای امید و آرزوی بالایی بود، باقی ماند به زمین بسته.
her writing style was grounded and earth-bound, reflecting her rural upbringing.
سبک نوشتاری او پایدار و به زمین بسته بود، که نشاندهنده پرورش او در مناطق روستایی بود.
the film explored the challenges of being earth-bound in a space-faring future.
فیلم چالشهای بودن به زمین بسته را در آیندهای که سفر به فضا رایج است، بررسی کرد.
he felt earth-bound and yearned for a more expansive life.
او احساس محدود بودن به زمین داشت و به زندگی گستردهتری خواهان بود.
the artist’s sculptures were often earth-bound, depicting natural forms.
مصنوعات هنرمند معمولاً به زمین بسته بودند و اشکال طبیعی را نمایش میدادند.
the earth-bound perspective offered a unique view of the cosmos.
نگاه به زمین بسته، نگاهی منحصر به فردی از کهکشان را ارائه میداد.
she preferred earth-bound activities like gardening and hiking.
او فعالیتهایی مانند گیاهپروری و پیادهروی را که به زمین بسته هستند، ترجیح میداد.
the story followed the earth-bound struggles of a small village.
داستان به کفکشیهای به زمین بسته یک روستای کوچک پیوست.
he was an earth-bound scientist studying soil composition.
او یک دانشمند به زمین بسته بود که ترکیب خاک را مطالعه میکرد.
the play focused on the earth-bound realities of working-class life.
این نمایش روی واقعیتهای به زمین بسته زندگی کلاس کارگر تمرکز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید