ectomorphic body
بدنهی لاغر و کشیده
ectomorphic figure
اندام لاغر و کشیده
ectomorphic traits
ویژگیهای بدنی لاغر و کشیده
ectomorphic physique
اندام بدنی لاغر و کشیده
ectomorphic build
ساختار بدنی لاغر و کشیده
ectomorphic characteristics
ویژگیهای بدنی لاغر و کشیده
ectomorphic athlete
ورزشکار لاغر و کشیده
ectomorphic metabolism
متابولیسم بدنی لاغر و کشیده
ectomorphic structure
ساختار بدنی لاغر و کشیده
ectomorphic appearance
ظاهر بدنی لاغر و کشیده
he has an ectomorphic body type, making it easy for him to stay lean.
او دارای یک نوع بدنی اکتومورف است که باعث می شود حفظ لاغر بودن برای او آسان باشد.
many ectomorphic individuals struggle to gain weight despite their efforts.
بسیاری از افراد اکتومورف با وجود تلاش هایشان در افزایش وزن مشکل دارند.
her ectomorphic physique allows her to excel in endurance sports.
اندام اکتومورف او به او این امکان را می دهد که در رشته های ورزشی استقامتی پیشرفت کند.
he follows a specific diet tailored for ectomorphic body types.
او یک رژیم غذایی خاص متناسب با افراد اکتومورف دنبال می کند.
ectomorphic athletes often require a different training regimen.
ورزشکاران اکتومورف اغلب به یک برنامه تمرینی متفاوت نیاز دارند.
people with an ectomorphic build may find it hard to bulk up.
افرادی که دارای ساختار بدنی اکتومورف هستند ممکن است افزایش حجم عضلانی را دشوار بیابند.
understanding your ectomorphic characteristics can help in fitness planning.
درک ویژگی های اکتومورف شما می تواند به برنامه ریزی تناسب اندام کمک کند.
she prefers workouts that suit her ectomorphic body structure.
او تمریناتی را که با ساختار بدنی اکتومورف او مطابقت دارد ترجیح می دهد.
the ectomorphic body type is often characterized by long limbs and low body fat.
نوع بدنی اکتومورف اغلب با اندام های بلند و چربی کم مشخص می شود.
his ectomorphic frame makes him look taller than he actually is.
بدن اکتومورف او باعث می شود قد بلندتر از آنچه در واقعیت است به نظر برسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید