edacity

[ایالات متحده]/ɪˈdæs.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ɪˈdæs.ɪ.ti/

ترجمه

n. کیفیت حریص یا پرخوری بودن؛ اشتیاق بیش از حد برای خوردن
Word Forms
جمعedacities

عبارات و ترکیب‌ها

great edacity

ادعای بزرگ

uncontrolled edacity

ادعای بی‌مهار

insatiable edacity

ادعای رام‌نشدنی

raw edacity

ادعای خشن

ferocious edacity

ادعای وحشیانه

remarkable edacity

ادعای قابل توجه

greedy edacity

ادعای حریصانه

boundless edacity

ادعای بی‌حد و مرز

extreme edacity

ادعای افراطی

intense edacity

ادعای شدید

جملات نمونه

her edacity for knowledge was evident in her extensive reading habits.

اشتیاق او به دانش در عادت‌های خواندن گسترده‌اش آشکار بود.

the child's edacity for sweets led to a few dental visits.

اشتیاق کودک به شیرینیجات باعث چند بار مراجعه به دندانپزشک شد.

his edacity for success drove him to work long hours.

اشتیاق او به موفقیت باعث شد ساعت‌های طولانی کار کند.

despite her edacity for adventure, she was cautious about risks.

با وجود اشتیاق او به ماجراجویی، او در مورد ریسک‌ها محتاط بود.

the team's edacity for improvement was reflected in their performance.

اشتیاق تیم برای بهبود در عملکرد آنها منعکس شده بود.

his edacity for travel took him to many countries.

اشتیاق او به سفر او را به بسیاری از کشورها برد.

her edacity for learning languages impressed everyone.

اشتیاق او به یادگیری زبان‌ها همه را تحت تاثیر قرار داد.

they showed an edacity for innovation that set them apart in the industry.

آنها اشتیاقی برای نوآوری نشان دادند که آنها را در این صنعت متمایز کرد.

the chef's edacity for culinary perfection was evident in every dish.

اشتیاق آشپز برای کمال آشپزی در هر غذایی آشکار بود.

her edacity for fashion trends kept her ahead of the curve.

اشتیاق او به روند مد او را در صدر جدول نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید