efflorescing

[ایالات متحده]/ˌɛfləˈrɛsɪŋ/
[بریتانیا]/ˌɛf.ləˈrɛs.ɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند گلدهی یا شکوفه زدن؛ فرآیند تشکیل یک ماده پودری بر روی یک سطح به دلیل واکنش‌های شیمیایی

عبارات و ترکیب‌ها

efflorescing flowers

گل‌های شکوفا

efflorescing crystals

بلورهای شکوفا

efflorescing surfaces

سطوح شکوفا

efflorescing plants

گیاهان شکوفا

efflorescing colors

رنگ‌های شکوفا

efflorescing art

هنر شکوفا

efflorescing patterns

الگوهای شکوفا

efflorescing landscapes

مناظر شکوفا

efflorescing ideas

ایده‌های شکوفا

efflorescing moments

لحظات شکوفا

جملات نمونه

the garden is efflorescing with vibrant colors this spring.

باغ در این فصل بهار با رنگ‌های زنده شکوفا می‌شود.

her creativity is efflorescing in the new project.

خلاقیت او در پروژه جدید در حال شکوفایی است.

the artist's talent is efflorescing in her latest exhibition.

استعداد هنرمند در آخرین نمایشگاه او در حال شکوفایی است.

efflorescing ideas can lead to innovative solutions.

ایده‌های شکوفا می‌توانند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه شوند.

the community is efflorescing with new initiatives.

جامعه با طرح‌های جدید در حال شکوفایی است.

in the right conditions, plants begin efflorescing rapidly.

در شرایط مناسب، گیاهان به سرعت شروع به شکوفایی می‌کنند.

his confidence is efflorescing after the recent successes.

اعتماد به نفس او پس از موفقیت‌های اخیر در حال شکوفایی است.

the city is efflorescing with cultural festivals this summer.

شهر در این تابستان با جشنواره‌های فرهنگی در حال شکوفایی است.

efflorescing relationships can enhance personal growth.

روابط شکوفا می‌توانند باعث رشد شخصی شوند.

her passion for music is efflorescing in her performances.

اشتیاق او به موسیقی در اجراهایش در حال شکوفایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید