elations

[ایالات متحده]/[ɪˈleɪʃən]/
[بریتانیا]/[ɪˈleɪʃən]/

ترجمه

n. حسی از شادی و هیجان فراوان؛ حالتی از خوشحال بودن؛ ابراز شادی یا پیروزی.

عبارات و ترکیب‌ها

feelings of elation

احساسات شادی

expressed elations

شادی های ابراز شده

initial elations

شادی های اولیه

pure elations

شادی های خالص

shared elations

شادی های به اشتراک گذاشته شده

lost elations

شادی های از دست رفته

experiencing elations

شادی را تجربه کردن

brief elations

شادی های کوتاه

heightened elations

شادی های اوج گرفته

sudden elations

شادی های ناگهانی

جملات نمونه

she felt elations upon receiving the acceptance letter.

او با دریافت نامه پذیرش، احساس سرخوشی کرد.

the team celebrated their victory with joyous elations.

تیم، پیروزی خود را با سرخوشی و شادی جشن گرفتند.

his elations were evident in his beaming smile.

سرخوشی او در لبخند درخشانش آشکار بود.

the children expressed their elations with enthusiastic cheers.

کودکان، سرخوشی خود را با تشویق‌های پرشور نشان دادند.

experiencing elations is a key component of happiness.

احساس سرخوشی، یک جزء کلیدی از شادی است.

the concert finale sparked widespread elations in the crowd.

پایان کنسرت، سرخوشی گسترده‌ای را در میان جمعیت ایجاد کرد.

she shared her elations with close friends and family.

او سرخوشی خود را با دوستان و خانواده نزدیکش به اشتراک گذاشت.

the news brought waves of elations to the entire office.

این خبر، موجی از سرخوشی را در کل دفتر ایجاد کرد.

he struggled to contain his elations after winning the prize.

او برای کنترل سرخوشی خود پس از برنده شدن جایزه تلاش کرد.

the couple exchanged elations upon seeing their newborn baby.

زوج، پس از دیدن نوزاد خود، سرخوشی خود را با یکدیگر رد و بدل کردند.

the artist captured the elations of the moment in their painting.

هنرمند، سرخوشی آن لحظه را در نقاشی خود به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید