elsewhere

[ایالات متحده]/ˌelsˈweə(r)/
[بریتانیا]/ˌelsˈwer/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به مکان یا جایی دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

look elsewhere

به جای دیگر نگاه کنید

search elsewhere

در جای دیگری جستجو کنید

go elsewhere

به جای دیگری بروید

find elsewhere

در جای دیگری پیدا کنید

جملات نمونه

the price of silver fell to that obtaining elsewhere in the ancient world.

قیمت نقره به سطحی رسید که در سایر نقاط دنیای باستان وجود داشت.

The sixty-four thousand dollar question for modern astronomy is ‘Is there life elsewhere in the universe?’

سوال ۶۴۰۰۰ دلاری برای اخترجویی مدرن این است: 'آیا زندگی در جای دیگری از جهان وجود دارد؟'

This guest house is full. We must look for rooms elsewhere.

این مهمان‌سرا پر است. ما باید در جای دیگری به دنبال اتاق بگردیم.

The panel shows marked similarities with mosaics found elsewhere.

این پنل شباهت‌های قابل توجهی با موزاییک‌های یافت شده در سایر نقاط نشان می‌دهد.

Elsewhere, Rio Ferdinand and Nemanja Vidic epitomise the team's classy and aggressive­ brand of defensive solidarity­.

در جای دیگر، ریو فردیناند و نماجا ویدیچ نمادی از برند شیک و تهاجمی و یکپارچه دفاعی تیم هستند.

This character differs from other Ordovician source rocks elsewhere in the world such as Kukersite Kerogen in Estonia and Guttenburgen type source rocks in USA.

این ویژگی با سایر سنگ‌های منبع اوردوییس در جهان، مانند کراکن کوکر سایت در استونی و سنگ‌های منبع نوع گوتنبرگن در ایالات متحده متفاوت است.

نمونه‌های واقعی

Another is to piggyback on excellence elsewhere in the university.

دیگری این است که از برتری موجود در سایر نقاط دانشگاه سوار شویم.

منبع: The Economist - Comprehensive

It ties up cash we could put to better use elsewhere.

این پول نقد را به دام می‌اندازد که می‌توانیم در جای دیگری بهتر از آن استفاده کنیم.

منبع: New question types for the CET-6 (College English Test Band 6).

And there were traces of that communion elsewhere in his work.

و ردی از آن مشارکت در سایر نقاط کار او وجود داشت.

منبع: BBC documentary "Civilization"

So Mr Barbosa took his idea elsewhere.

بنابراین آقای باربوزا ایده خود را به جای دیگری برد.

منبع: The Economist - Arts

Independence movements are taking place elsewhere in Europe.

جنبش‌های استقلال‌طلبی در حال وقوع در سایر نقاط اروپا هستند.

منبع: VOA Special November 2017 Collection

Use the extra soil elsewhere in the garden.

از خاک اضافی در سایر نقاط باغ استفاده کنید.

منبع: VOA Slow English - Entertainment

And we are watching signs of violence elsewhere.

و ما شاهد علائم خشونت در سایر نقاط هستیم.

منبع: This month's NPR news

Maybe in the USA they found babies elsewhere.

شاید در ایالات متحده آنها نوزادان را در جای دیگری پیدا کردند.

منبع: Mary and Max Original Soundtrack

So it's reasonable that it's common elsewhere.

بنابراین این منطقی است که در سایر نقاط رایج است.

منبع: Connection Magazine

The fox will have to find its meal elsewhere.

روباه باید وعده غذایی خود را در جای دیگری پیدا کند.

منبع: Earth's Pulse Season 2 (Original Soundtrack)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید