| جمع | embarkments |
new embarkment
گام جدید
early embarkment
گام اولیه
smooth embarkment
گام روان
scheduled embarkment
گام زمانبندیشده
final embarkment
گام نهایی
quick embarkment
گام سریع
passenger embarkment
گام مسافران
group embarkment
گام گروهی
direct embarkment
گام مستقیم
temporary embarkment
گام موقت
we will begin our embarkment at sunrise.
ما سوار شدن خود را در طلوع آفتاب آغاز خواهیم کرد.
the embarkment of troops was carefully planned.
سوار شدن سربازان به دقت برنامه ریزی شده بود.
passengers should arrive early for embarkment.
مسافران باید برای سوار شدن زودتر برسند.
safety checks are mandatory before embarkment.
بررسی های ایمنی قبل از سوار شدن اجباری است.
we enjoyed a smooth embarkment process.
ما از فرآیند سوار شدن روان و بدون مشکل لذت بردیم.
the embarkment area was crowded with travelers.
منطقه سوار شدن مملو از مسافران بود.
they announced the embarkment of the cruise.
آنها اعلام کردند که کروز سوار خواهد شد.
embarkment procedures can vary by airline.
روش های سوار شدن ممکن است بسته به شرکت هواپیمایی متفاوت باشد.
we received our embarkment passes at the gate.
ما کارت های سوار شدن خود را در دروازه دریافت کردیم.
after embarkment, we set sail for the islands.
پس از سوار شدن، ما برای جزایر به بادبان رفتیم.
new embarkment
گام جدید
early embarkment
گام اولیه
smooth embarkment
گام روان
scheduled embarkment
گام زمانبندیشده
final embarkment
گام نهایی
quick embarkment
گام سریع
passenger embarkment
گام مسافران
group embarkment
گام گروهی
direct embarkment
گام مستقیم
temporary embarkment
گام موقت
we will begin our embarkment at sunrise.
ما سوار شدن خود را در طلوع آفتاب آغاز خواهیم کرد.
the embarkment of troops was carefully planned.
سوار شدن سربازان به دقت برنامه ریزی شده بود.
passengers should arrive early for embarkment.
مسافران باید برای سوار شدن زودتر برسند.
safety checks are mandatory before embarkment.
بررسی های ایمنی قبل از سوار شدن اجباری است.
we enjoyed a smooth embarkment process.
ما از فرآیند سوار شدن روان و بدون مشکل لذت بردیم.
the embarkment area was crowded with travelers.
منطقه سوار شدن مملو از مسافران بود.
they announced the embarkment of the cruise.
آنها اعلام کردند که کروز سوار خواهد شد.
embarkment procedures can vary by airline.
روش های سوار شدن ممکن است بسته به شرکت هواپیمایی متفاوت باشد.
we received our embarkment passes at the gate.
ما کارت های سوار شدن خود را در دروازه دریافت کردیم.
after embarkment, we set sail for the islands.
پس از سوار شدن، ما برای جزایر به بادبان رفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید