eminency

[ایالات متحده]/ˈɛmɪnənsi/
[بریتانیا]/ˈɛmɪnənsi/

ترجمه

n. اهمیت؛ برجستگی؛ تمایز؛ قدرت؛ نقطه قابل توجه

عبارات و ترکیب‌ها

your eminency

جناب عالی

his eminency

جناب ایشان

her eminency

جناب بانوی محترم

the eminency

جناب عالی‌مقام

great eminency

جناب عالی‌مقامات

esteemed eminency

جناب محترم

high eminency

جناب عالی‌رتبه

his grace eminency

جناب با فضیلت

your grace eminency

جناب با فضیلت عالی

noble eminency

جناب شریف

جملات نمونه

the eminency of her achievements is widely recognized.

ارزش برجسته دستاورد های او به طور گسترده شناخته شده است.

his eminency in the field of science is undeniable.

اقتدار او در زمینه علم غیرقابل انکار است.

she was honored for her eminency in public service.

او به خاطر اقتدارش در خدمات عمومی مورد تقدیر قرار گرفت.

the eminency of the speaker captivated the audience.

اقتدار سخنران مخاطبان را مجذوب خود کرد.

his eminency has made significant contributions to education.

اقتدار او کمک های قابل توجهی به آموزش ارائه داده است.

we must recognize the eminency of their leadership.

ما باید اقتدار رهبری آنها را به رسمیت بشناسیم.

the eminency of her talent was evident from a young age.

اقتدار استعداد او از سنین پایین آشکار بود.

his eminency in diplomacy earned him respect globally.

اقتدار او در دیپلماسی باعث شد به طور جهانی مورد احترام قرار گیرد.

her eminency in the arts has inspired many young artists.

اقتدار او در هنرها الهام بخش بسیاری از هنرمندان جوان بوده است.

the committee acknowledged the eminency of the research presented.

کمیته تحقیقات ارائه شده را به رسمیت شناخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید