| قسمت سوم فعل | enkindled |
| زمان گذشته | enkindled |
| شکل سوم شخص مفرد | enkindles |
| صفت یا فعل حال استمراری | enkindling |
enkindle passion
بیدار کردن اشتیاق
enkindle hope
بیدار کردن امید
enkindle interest
بیدار کردن علاقه
enkindle creativity
بیدار کردن خلاقیت
enkindle love
بیدار کردن عشق
enkindle joy
بیدار کردن شادی
enkindle enthusiasm
بیدار کردن شور و اشتیاق
enkindle friendship
بیدار کردن دوستی
enkindle spirit
بیدار کردن روحیه
enkindle imagination
بیدار کردن تخیل
her passion for art can enkindle creativity in others.
اشتیاق او به هنر میتواند خلاقیت را در دیگران برانگیزد.
the teacher's enthusiasm enkindled a love for learning in the students.
اشتیاق معلم، عشق به یادگیری را در دانشآموزان برانگیخت.
they hope to enkindle interest in science among young children.
آنها امیدوارند علاقه به علم را در بین کودکان خردسال برانگیزند.
music has the power to enkindle emotions in everyone.
موسیقی قدرت برانگیختن احساسات در همه را دارد.
her stories enkindled a sense of adventure in the audience.
داستانهای او حسی از ماجراجویی را در بین مخاطبان برانگیخت.
we aim to enkindle a spirit of teamwork in our organization.
هدف ما برانگیختن روحیه کار تیمی در سازمان ما است.
his speech enkindled hope for a better future.
سخنرانی او امید به آیندهای بهتر را برانگیخت.
the festival enkindles community spirit and togetherness.
جشنواره روحیه جمعیتی و همدلی را برمیانگیزد.
books can enkindle a lifelong love of reading.
کتابها میتوانند عشق مادامالعمر به خواندن را برانگیزند.
his dedication to the project enkindled motivation in the team.
تعهد او به پروژه، انگیزه را در تیم برانگیخت.
enkindle passion
بیدار کردن اشتیاق
enkindle hope
بیدار کردن امید
enkindle interest
بیدار کردن علاقه
enkindle creativity
بیدار کردن خلاقیت
enkindle love
بیدار کردن عشق
enkindle joy
بیدار کردن شادی
enkindle enthusiasm
بیدار کردن شور و اشتیاق
enkindle friendship
بیدار کردن دوستی
enkindle spirit
بیدار کردن روحیه
enkindle imagination
بیدار کردن تخیل
her passion for art can enkindle creativity in others.
اشتیاق او به هنر میتواند خلاقیت را در دیگران برانگیزد.
the teacher's enthusiasm enkindled a love for learning in the students.
اشتیاق معلم، عشق به یادگیری را در دانشآموزان برانگیخت.
they hope to enkindle interest in science among young children.
آنها امیدوارند علاقه به علم را در بین کودکان خردسال برانگیزند.
music has the power to enkindle emotions in everyone.
موسیقی قدرت برانگیختن احساسات در همه را دارد.
her stories enkindled a sense of adventure in the audience.
داستانهای او حسی از ماجراجویی را در بین مخاطبان برانگیخت.
we aim to enkindle a spirit of teamwork in our organization.
هدف ما برانگیختن روحیه کار تیمی در سازمان ما است.
his speech enkindled hope for a better future.
سخنرانی او امید به آیندهای بهتر را برانگیخت.
the festival enkindles community spirit and togetherness.
جشنواره روحیه جمعیتی و همدلی را برمیانگیزد.
books can enkindle a lifelong love of reading.
کتابها میتوانند عشق مادامالعمر به خواندن را برانگیزند.
his dedication to the project enkindled motivation in the team.
تعهد او به پروژه، انگیزه را در تیم برانگیخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید