entrustable with secrets
قابل اعتماد با اسرار
highly entrustable
بسیار قابل اعتماد
proving entrustable
در حال اثبات قابلیت اعتماد
someone entrustable
کسی که قابل اعتماد است
being entrustable
در حال بودن قابل اعتماد
deemed entrustable
تلقی شده به عنوان قابل اعتماد
task entrustable
وظیفه قابل اعتماد
completely entrustable
کاملاً قابل اعتماد
information entrustable
اطلاعات قابل اعتماد
felt entrustable
احساس شده به عنوان قابل اعتماد
we need an entrustable partner for this joint venture.
ما به یک شریک قابل اعتماد برای این سرمایه گذاری مشترک نیاز داریم.
she is an entrustable employee with a proven track record.
او یک کارمند قابل اعتماد با سابقه اثبات شده است.
the project requires an entrustable team to manage it effectively.
این پروژه نیاز به یک تیم قابل اعتماد برای مدیریت موثر آن دارد.
he's an entrustable individual to handle sensitive information.
او یک فرد قابل اعتماد برای رسیدگی به اطلاعات حساس است.
finding an entrustable vendor was crucial for our success.
پیدا کردن یک تامین کننده قابل اعتماد برای موفقیت ما بسیار مهم بود.
the company seeks an entrustable consultant for strategic advice.
شرکت به دنبال یک مشاور قابل اعتماد برای مشاوره استراتژیک است.
it's important to choose an entrustable financial advisor.
انتخاب یک مشاور مالی قابل اعتماد مهم است.
we value an entrustable colleague who is honest and reliable.
ما یک همکار قابل اعتماد که صادق و قابل اعتماد است را ارزیابی می کنیم.
the museum entrusted the artifact to an entrustable curator.
موزه شی را به یک نگهداری کننده قابل اعتماد سپرد.
an entrustable lawyer is essential for navigating legal complexities.
یک وکیل قابل اعتماد برای پیمایش پیچیدگی های قانونی ضروری است.
we are looking for an entrustable security system provider.
ما به دنبال یک ارائه دهنده سیستم امنیتی قابل اعتماد هستیم.
entrustable with secrets
قابل اعتماد با اسرار
highly entrustable
بسیار قابل اعتماد
proving entrustable
در حال اثبات قابلیت اعتماد
someone entrustable
کسی که قابل اعتماد است
being entrustable
در حال بودن قابل اعتماد
deemed entrustable
تلقی شده به عنوان قابل اعتماد
task entrustable
وظیفه قابل اعتماد
completely entrustable
کاملاً قابل اعتماد
information entrustable
اطلاعات قابل اعتماد
felt entrustable
احساس شده به عنوان قابل اعتماد
we need an entrustable partner for this joint venture.
ما به یک شریک قابل اعتماد برای این سرمایه گذاری مشترک نیاز داریم.
she is an entrustable employee with a proven track record.
او یک کارمند قابل اعتماد با سابقه اثبات شده است.
the project requires an entrustable team to manage it effectively.
این پروژه نیاز به یک تیم قابل اعتماد برای مدیریت موثر آن دارد.
he's an entrustable individual to handle sensitive information.
او یک فرد قابل اعتماد برای رسیدگی به اطلاعات حساس است.
finding an entrustable vendor was crucial for our success.
پیدا کردن یک تامین کننده قابل اعتماد برای موفقیت ما بسیار مهم بود.
the company seeks an entrustable consultant for strategic advice.
شرکت به دنبال یک مشاور قابل اعتماد برای مشاوره استراتژیک است.
it's important to choose an entrustable financial advisor.
انتخاب یک مشاور مالی قابل اعتماد مهم است.
we value an entrustable colleague who is honest and reliable.
ما یک همکار قابل اعتماد که صادق و قابل اعتماد است را ارزیابی می کنیم.
the museum entrusted the artifact to an entrustable curator.
موزه شی را به یک نگهداری کننده قابل اعتماد سپرد.
an entrustable lawyer is essential for navigating legal complexities.
یک وکیل قابل اعتماد برای پیمایش پیچیدگی های قانونی ضروری است.
we are looking for an entrustable security system provider.
ما به دنبال یک ارائه دهنده سیستم امنیتی قابل اعتماد هستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید